کد خبر: 401351 09:28 - 1399/08/06

یادداشت/

از استخدام رانتی تا کیاست و عدالت در حکمرانی

مرصاد نیوز: نباید درمحیط کاری منافع ملی و مردمی و کلان را فدای مسایل جناحی و سیاسی کرد.

از استخدام رانتی تا کیاست و عدالت در حکمرانی

به گزارش شبکه اطلاع رسانی مرصاد ،محمّد امین بهرامی فعال رسانه ای یادداشتی را در اختیار مجموعه رسانه ای مرصاد قرار داد که به شرح زیر است؛

چند وقتی هست که در فضای رسانه های استان سخن از نامه استانداری کرمانشاه مبنی بر استخدام 20 تن از فعالین ستاد آقای روحانی در سالهای 92 و 96 است که منجر به واکنش های فراوانی در این مدت شده است.

این مساله از جهات مختلفی قابل بررسی است و نگارنده نیز بر مبنای اعتقاد به توجه به واقعیت روی زمین و الزامات حکمرانی در مقابل آرمانگرایی برخی منتقدین، شعارگرایی برخی دیگر از منتقدین که احتمالا از این نمد کلاهی گیرشان نیامده و منفعت مدافعین احتمالی دقایقی را طرح می کنم و قضاوت سلبی و یا ایجابی در خصوص اینگونه استخدام ها و البته این متن را به خوانندگان وا می گذارم.

در وهله ی اول باید بگویم که بسیار شوخی مضحکی است که بگوییم دولتی نمی تواند چند نفر از هوادارانش را استخدام کند. آن هم این دولت که در بازی با قوانین و دستورالعمل های کشوری، ضربه زدن به بیت المال، حیف و میل ها و  کاسه خوری ها چنانکه تابحال عیان شده، رکوردار است و فرسنگها از دیگر دولت ها پیشی گرفته است. و البته بگذریم که حتی نوشتن یک پاراگراف هم! در مذمت این دولت برای نگارنده مایه ی عذاب است چون در حد این یک پاراگراف بیشتر مصیبتهای این دولت در مقابل چشم رژه می رود و خاطر را آزرده تر می کند.

بدون تعارف اگر با این دید قصد قضاوت باشد شاید باید گفت! که نظر قاطبه ی مردم ایران این است که خدا بر عاملین و باعثین رای آوردن این دولت سخت بگیرد و بیشتر دچار عسرتشان کند با این بلایی که بر سر کشور فرود آوردند!!! اما همه ی حرف این نیست.

کشور ما در سیاست و سیاست ورزی دچار چالش است. مردم سالاری ریشه در تاریخ کشور نداشته است، هرچند در بنیان ها می توان ردّی از آن سراغ گرفت اما اگر غرب به این سو نرفته بود بعید بود انتخابات در ایران هم شکل بگیرد. البته با ابتکار امام راحل این پدیده به امری تجلی یافته و متناسب با فرهنگ ایران-اسلامی مبدل شد.

هرچند مردم سالاری دینی شکل گرفت اما در خصوص ضرورتها و زمینه ها کار چندانی انجام نشد. یکی از زمینه ها و بسترهای غربی این مساله احزاب بود و هست که متاسفانه در ایران هرچقدر پیش رفتیم احزاب بی خاصیت تر شدند و امروز نیز در اکثریت قریب به اتفاق، جز دکان های تقسیم پست و سهم خواهی و باج گیری چیزی از آنان باقی نمانده  است. هرچند تحزب در غرب نیز کم آسیب نیست اما یک نکته ی مهم دارد و آن تربیت نیرو و طبیعتا پشتیبانی و حمایت از نیروهای تربیت شده است و اتفاقا مساله ی اصلی در همین جاست.

سیاست ورزی و کار انتخاباتی در نظام مردم سالار، نیازمند فعالینی است که این تنور را گرم کنند و مسیر را پیش ببرند که بدون شک در این زمینه جوانان هستند که میدان داران اصلی این رسالت به شمار می روند. اما تجربه ای که اینجانب در این سالیان داشته آن بوده که سوای برخی شهرهای مهم و حسب اطلاع به صورت استثنایی در تهران، عملا فعالیت اجتماعی_ سیاسی  جوانان دغدغه مند در استان های کوچک و به طور خاص کرمانشاه جز لطمه زدن به زندگیشان ثمر چندان دیگری برایشان نداشته است.

 این جوانان مرغ عزا و عروسی انتخابات ها هستند. دولتها را سر کار می آورند ولی غالبا افرادی که اساتید همراهی با هر دولتی هستند پست ها را سریعتر از پلنگ می قاپند و این جوانان که غالبا در بیان حقایق لکنت و مصلحت سنجی ندارند را به عنوان استخوان در گلو و خار در چشم می بینند که باید بایکوت شوند.  اگر شخص مورد حمایت این جوانان  رای نیاورد اولین افرادی که مورد عنایت چسبیدگان به فرد پیروز قرار می گیرند و تیپا میخورند باز همین جوانهای بی پشت و پناه هستند.

غالب اینها به دلیل فعالیتهای اجتماعی_ اعم از سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و البته بیشتر سیاسی_ که از ابتدای جوانی شروع می شود متاسفانه از لحاظ تحصیلی وضع مطلوبی ندارند و از آنجا که  فرآیندهای استخدام نیز ظاهرا عادلانه اما کاملا ظالمانه و کج اندیشانه نوشته شده اند در استخدام ها هم‌طرفی نمی بندند و بجایی نمی رسند.

به مدد همین قوانین کور می بینیم افرادی که گویا روی زمین و در این کشور نبوده اند اگر دنیا را آب برده اینها را جزوه و درس و مسایل غیر اجتماعی! برده در آزمون ها بهتر عمل می کنند و استخدام ها نصیب اینها می شود و به همین دلیل ادارت پر است از افرادی که اصولا و در حقیقت از هر گونه دغدغه  عملی ملی و اجتماعی تا زمان لازم!  تهی هستند که یکی از تبعاتش وضع کنونی بی دغدغه و بی خاصیت ادارات است که مشاهده می کنیم.

استخدام این افراد را یکی از مهمترین موارد در مقابله با وضع فشل فعلی ادارات می دانم که سبب شده کارمندان و مدیرانی با حداقل دغدغه های اجتماعی و ملی بر صندلی ها تکیه بزنند که اولویت اول تا صدمشان صرفا منافع شخصی است.

 چقدر باید نگاه به حکمرانی بدون تدبیر باشد که داشتن کارمندان و مدیرانی دغدغه مند را به کارمندان و مدیرانی آزمون بلد اما خنثی در مشاغل غیر تخصصی ترجیح دهد بدون آنکه گوشه چشمی به نتایج مخرب داشتن عواملی بی دغدغه بگشاید.

آنچه آمد صرفا نکات و البته درد دل و شقشقه ای بود که به مناسبت آنچه به عنوان استخدام رانتی در چند وقت گذشته مطرح شده است به ذهن آمد. باید اضافه کنم که  نگارنده شناخت کاملی از این 20 نفر که مطرح شده  ندارد و البته تنی چند از آنها که شنیده اصولا واجد آنچه در این مقاله آمد نیستند و اگر این موارد مدنظر بود گزینه های دیگر و شایسته تری وجود داشت. 

همچنین قصد آن نیست که القا شود این نامه در راستای عدالت چنانکه نگارنده می داند نگاشته شده چون عدالت به کلی با عرض و طول و عمق این دولت بیگانه است‌!

در مجموع گمان دارم اگر جوانانی با آن خصوصیات که مدنظر این نوشته بود در ادارات و مشاغل غیر تخصصی استخدام گردند عین کیاست و عدالت در حکمرانی است و اگر قوانین بگونه ای است که چنین توانمندی های فرهنگی و اجتماعی و این دغدغه های تحسین برانگیز ملی و دینی را نادیده می گیرد و مانع می شود جهالت در دولت داری و قانون نویسی است وگرنه آنکه عزیز کرده است به صد گونه در خفا این قوانین را دور  و بر پست های نان و آب دار تکیه می زند و کارش را پیش می برد و نیازی به چنین استخدام هایی با این حرف و حدیث ها و ناله و نفرین های ناحق! ندارد.

 

این کارمندان که لابد به زعم قانون نویسان! نخبگان و سرآمدان جوانان کشور اما در اصل، بریدگان از جامعه و سیاست  هستند که با کیمیای آزمون ها و قوانین کذایی!!  به درّ و برلیان مبدل شده اند قاعدتا به جهت فراغ بال و بی دردی، مدارج عالی را نیز به دلایل پیش گفته طی می کنند و مدارک عالی را نیز در کیف می گذارند و غالبا آقا  دکتر شده و کت و شلوار پوشیده، بگذریم که چه طنز تلخی است توهم رابطه ی بین کت و شلوار و  تشخص در سیستم اداری  ما _ مدرّس آن بدبخت بیچاره هایی می شوند که تمام زندگیشان را بر روی دغدغه های اجتماعی و سیاسی گذاشته اند.

افراد مختلفی را اینگونه می شناسم و در مقابل جوانانی که در قدرت بسیج مردمی و ایجاد حرکت های اجتماعی و سیاسی که لازمه ی حکمرانی است صد برابر مدعیان توانمندند اما در عمل به دلایل پیش گفته با عرض پوزش دچار دریوزگی شده اند از این طرف رانده و از آن طرف مانده.

حضرات مسؤل اگر ذره ای دغدغه و کیاست حکمرانی و سیاست ورزی داشته باشند باید از خود بپرسند که آیا وجود چنین جوانانی برای کشور ضروری و مفید است و یا بچه درس خوان های آزمون بلدی با اندک خلاقیت که تمام مسایل اجتماعی و سیاسی کشور تا زمانی که منفعتشان پیش بیاید بند کفششان هم نیست؟ آیا این جوانان توانمندتر هستند یا آن جامعه ستیزان عافیت طلب؟

اینکه برخی از عزیزان انتقاد می کنند که چرا چنین جوانانی – از کنشگران فعال سیاسی و اجتماعی-  باید مورد توجه حاکمیت باشند و در استخدام ها مورد توجه قرار گیرند_ که صد البته مورد توجه هم قرار نمی گیرند_ را ناشی از ناپختگی و عدم توجه به ظرائف حکمرانی و عدم تشخیص در توانمندی و خلاصه کردن همه چیز در آزمون  و کتاب و جزوه می دانم که بطلانش آشکار است.

این سخن نگارنده به معنای آن نیست که هر کس در ستادهای انتخاباتی حضور داشت جزو آن جماعت و جوانانی است که مورد تایید اینجانب است که ابدا چنین نیست. فعالیت این جوانان محدود به یک ماه و دو ماه انتخابات ها نیست اما غالبا توانمندیشان در آن دوران مشخص است و گمان می کنم اگر عقلانیت در حکمرانی وجود داشته باشد چنین افرادی که از ابتدای جوانی پیگیر مسایل خرد و کلان کشوری  و استانی بوده اند استحقاق بیشتری نسبت به دیگر جوانان دارند که آزاد و رها و بدون زحمت فقط به خویش مشغولند.

البته در تمام بودن این جمله، شرایطی هست و  باید جوانبی لحاظ شود که به گمانم این موارد بخشی از آن شرایط است:

۱_معتقد به نظام سیاسی کشور و نرم ها و هنجارهای آن باشند که مع الاسف بسیاری از جوانان اصلاح طلب اینگونه نیستند

۲_ سالها در این عرصه ها حضور داشته و نشان داده باشند که بواقع مرد این میدانند و ابایی از هزینه دادن برای اعتقادی که دارند ندارند نه اینکه صرفا دنبال آلاف و الوف باشند، اندک زمانی خودنمایی کنند و بعد از تحصیل مطلوب به کنج عافیت بخزند

۳_ پارامترهای قابل قبولی _ نه با نگاه سخت گیرانه_ از لحاظ تحصیلی، اخلاقی و اعتقادی و کارامدی داشتند.

۴- درمحیط کاری منافع ملی و مردمی و کلان را فدای مسایل جناحی و سیاسی نکنند و پیشرفت مسایل و منافع جناحی را منوط به خدمت مضاعف به کشور بدانند.

 ۵_ جذب آنان در مناصبی باشد که اگر بی ارتباط با رشته تحصیلشان است تخصصی به معنای واقعی کلمه_ نه آنچه در ادارات تخصصی خوانده می شود و بعضا در حد روشن و خاموش کردن کلیدی است! نباشد.

استخدام این افراد را یکی از مهمترین موارد در مقابله با وضع فشل فعلی ادارات می دانم که سبب شده کارمندان و مدیرانی با حداقل دغدغه های اجتماعی و ملی بر صندلی ها تکیه بزنند که اولویت اول تا صدمشان صرفا منافع شخصی است.

چقدر باید نگاه به حکمرانی بدون تدبیر باشد که داشتن کارمندان و مدیرانی دغدغه مند را به کارمندان و مدیرانی آزمون بلد اما خنثی در مشاغل غیر تخصصی ترجیح دهد بدون آنکه گوشه چشمی به نتایج مخرب داشتن عواملی بی دغدغه بگشاید.

آنچه آمد صرفا نکات و البته درد دل و شقشقه ای بود که به مناسبت آنچه به عنوان استخدام رانتی در چند وقت گذشته مطرح شده است  در بنان آمد. باید اضافه کنم که  نگارنده شناخت کاملی از این 20 نفر که مطرح شده  ندارد و البته تنی چند از آنها که شنیده اصولا واجد آنچه در این مقاله آمد نیستند و اگر این موارد مدنظر بود گزینه های دیگر و شایسته تری وجود داشت.

همچنین قصد آن نیست که القا شود این نامه در راستای عدالت چنانکه نگارنده می داند نگاشته شده چون عدالت به کلی با عرض و طول و عمق این دولت بیگانه است‌!

در مجموع گمان دارم اگر جوانانی با آن خصوصیات که مدنظر این نوشته بود در ادارات و مشاغل غیر تخصصی استخدام گردند عین کیاست و عدالت در حکمرانی است و اگر قوانین بگونه ای است که چنین توانمندی های فرهنگی و اجتماعی و این دغدغه های تحسین برانگیز ملی و دینی را نادیده می گیرد و مانع می شود جهالت در دولت داری و قانون نویسی است وگرنه آنکه عزیز کرده است به صد گونه در خفا این قوانین را دور  و بر پست های نان و آب دار تکیه می زند و کارش را پیش می برد و نیازی به چنین استخدام هایی با این حرف و حدیث ها و ناله و نفرین های ناحق! ندارد.

whatsapp
telegram
Facebook
Twitter
Email
کپی کردن لینک

پربازدیدترین ها