یادداشت؛
قصرشیرین حافظه زنده دفاع مقدس
۴۶ سال پس از آغاز جنگ تحمیلی، قصرشیرین همچنان بخشی زنده از حافظه دفاع مقدس ایران است؛ شهری که مردمش آوارگی، مقاومت و بازسازی را تجربه کردند و روایت آن روزها را در خاطرات خود حفظ کردهاند.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ ۴۶ سال از روزی میگذرد که قصرشیرین دیگر فقط یک شهر مرزی نبود؛ شهری بود که ناگهان نامش با صدای توپ و خمپاره، آوارگی، مقاومت و دفاع گره خورد و زندگی مردمش در مسیر تازهای قرار گرفت که آثار آن همچنان در حافظه جمعی شهر باقی مانده است.
۳۱ شهریور ۱۳۵۹ برای بسیاری از مردم ایران آغاز رسمی جنگ تحمیلی بود؛ اما برای مردم قصرشیرین، جنگ خیلی زودتر از آنکه خبر آغاز رسمی آن در سراسر کشور شنیده شود، به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده بود و آرامش شهر را تحت تأثیر قرار داد.
قصرشیرین به دلیل موقعیت جغرافیایی و نزدیکی به مرز، از نخستین شهرهایی بود که آتش جنگ را به معنای واقعی لمس کرد. صدای انفجار، اضطراب خانوادهها، ترک خانهها و مقاومت مردم، خیلی زود جای زندگی عادی را گرفت و شهر را درگیر شرایطی دشوار کرد.
اما روایت قصرشیرین را نمیتوان تنها با واژه «جنگ» خلاصه کرد؛ این شهر، روایت مردمی است که هزینه سنگینی برای مرز و میهن پرداختند؛ مردمی که در روزهای سخت، بخشی از زندگی، خانه و آرامش خود را در مسیر دفاع از سرزمینشان از دست دادند.
مردمی که خانههایشان را ترک کردند، خانوادههایی که سالها دور از شهر خود زندگی کردند، رزمندگانی که در برابر تجاوز ایستادند و نسلی که کودکی و جوانیاش با صدای آژیر و انفجار سپری شد؛ نسلی که خاطرات جنگ را همچنان با خود حمل میکند.
امروز که ۴۶ سال از آن روزها گذشته است، فاصله زمانی نباید باعث فراموشی شود. اتفاقاً هرچه از آن روزها دورتر میشویم، ضرورت ثبت روایتهای دستاول بیشتر احساس میشود؛ روایتهایی که میتوانند بخشی از واقعیت آن سالها را برای نسلهای آینده حفظ کنند.
به عنوان یک فعال رسانهای، معتقدم رسانه محلی فقط وظیفه اطلاعرسانی درباره اتفاقات امروز را ندارد؛ رسانه باید حافظه تاریخی مردم خود نیز باشد و روایتهایی را ثبت کند که بخشی از هویت اجتماعی، تاریخی و فرهنگی یک شهر را شکل دادهاند.
قصرشیرین هنوز شاهدان زنده بسیاری دارد؛ مردمی که میتوانند از روزهای نخست جنگ، از کوچههای شهر، از روزهای آوارگی، از مقاومت و از بازگشت دوباره به خانههایشان روایت کنند؛ روایتهایی که هرکدام بخشی از تاریخ شفاهی این شهر را در خود جای دادهاند.
این روایتها اگر امروز ثبت نشوند، شاید فردا دیگر راویای برای بازگو کردنشان باقی نماند. از همین رو، ثبت خاطرات مردم و شاهدان آن روزها تنها یک کار رسانهای نیست، بلکه تلاشی برای حفظ بخشی از حافظه تاریخی قصرشیرین و نسلهای آینده است.
تاریخ قصرشیرین را نباید فقط در کتابها جستوجو کرد؛ بخشی از این تاریخ در قاب عکسهای قدیمی، در صندوقچههای خانوادهها، در خاطرات رزمندگان و در ذهن مادران و پدرانی باقی مانده است که آن روزها را زندگی کردهاند و شاهد مستقیم حوادث بودهاند.
۴۶ سال بعد، قصرشیرین همچنان ایستاده است؛ شهری که جنگ نتوانست زندگی را از آن بگیرد و مردمش بار دیگر شهر را ساختند و به آن جان بخشیدند؛ شهری که با وجود زخمهای جنگ، مسیر بازسازی و ادامه زندگی را دنبال کرد.
امروز وظیفه ما فقط یادآوری یک تاریخ نیست؛ وظیفه ما ثبت یک هویت است. هویتی که با خاطرات مردم، مقاومت، آوارگی، بازگشت و بازسازی شکل گرفته و بخشی جداییناپذیر از تاریخ معاصر قصرشیرین و مردم این منطقه به شمار میرود.
قصرشیرین بخشی از حافظه دفاع مقدس ایران است و روایت این شهر، روایت مردمی است که در سختترین روزها، پای سرزمین خود ایستادند؛ مردمی که رنج جنگ را تجربه کردند، شهرشان را دوباره ساختند و خاطرات آن روزها را برای نسلهای بعد به یادگار گذاشتند.
نویسنده: علی حقپرست، فعال رسانه
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!