تحلیلگر ارشد ژئوپلیتیک و نظام بینالملل مطرح کرد:
عصر آستانهها؛ طوفان پنهان تا تولد پیکره مقاومت
تحلیلگر ارشد ژئوپلیتیک و نظام بینالملل گفت: جهان امروز در وضعیتی قرار گرفته که شاید بتوان آن را یکی از نادرترین مقاطع تاریخ راهبردی دانست؛ وضعیتی که «عصر آستانهها» نامیده میشود.
میثم همتی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با اشاره به قرارگیری در عصر آستانهها، اظهار داشت: در این وضعیت، جهان نه در جنگ فراگیر قرار دارد و نه در صلح پایدار؛ نه نظم قدیم بهطور کامل فروپاشیده و نه نظم جدید بهطور کامل شکل گرفته است. نتیجه، جهانی است که روی لبهای باریک ایستاده؛ لبهای که هر تصمیم، هر اشتباه محاسباتی و حتی هر تأخیر میتواند مسیر آن را تغییر دهد.
وی افزود: نشانههای این وضعیت آستانهای در سطوح مختلف قابل مشاهده است. منطقه در آستانه جنگ و صلح قرار دارد؛ جایی که درگیریها از شکل کلاسیک خود فاصله گرفته و بیشتر در قالب جنگهای سایه، تقابلهای محدود یا رقابتهای نیابتی بروز میکنند. هزینه جنگ تمامعیار آنقدر بالا رفته که بازیگران اصلی از آن پرهیز میکنند، اما در عین حال بیثباتی کنترلشده به ابزار فشار تبدیل شده است. در چنین فضایی، یک حادثه کوچک نیز میتواند تعادل شکننده موجود را بر هم بزند.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: از سوی دیگر، بسیاری از جبههها در وضعیت آتشبسهای شکننده قرار دارند؛ آتشبسی که در سطح دیپلماتیک برقرار است، اما در میدان، کنشهای پراکنده یا نیمهمستقل ادامه دارد. این وضعیت منطقه را در نوعی تعلیق دائمی نگه داشته است؛ نه صلح تثبیت شده و نه جنگ پایان یافته. مدیریت چنین شرایطی بیش از آنکه به قدرت نظامی وابسته باشد، نیازمند توانایی همزمان در کنترل میدان، مدیریت پیام سیاسی و جلوگیری از لغزش ناگهانی به بحران است.
به گفته همتی، همزمان، نشانههای فرسایش نظم قدیم نیز بهوضوح دیده میشود. مدلی که در قرن گذشته بر منطقه حاکم بود ـ با دولتهای متمرکز، مرزهای تثبیتشده و توازنهای کلاسیک ـ دیگر کارکرد گذشته را ندارد. کاهش اقتدار برخی دولتها، رشد بازیگران فراملی و تغییر در اولویتهای امنیتی نشان میدهد که «خاورمیانه قدیم» در آستانه تخریب ساختاری قرار گرفته است.
وی عنوان کرد: در مقابل، نشانههایی از نظم جدید نیز در حال شکلگیری است؛ نظمی که در آن ائتلافهای سیال جای بلوکهای سخت را میگیرند، فناوری و داده در کنار قدرت سخت قرار میگیرند و رقابتها از میدان نظامی به حوزههای اقتصاد دیجیتال، انرژی، روایت و شبکههای اطلاعاتی گسترش مییابد. اما این نظم جدید هنوز شکل نهایی خود را پیدا نکرده و منطقه در مرحله طلوع معماری قدرت نوین قرار دارد.
این وکیل دادگستری اذعان کرد: در چنین شرایطی، جهان بیش از هر زمان دیگری شبیه انبار باروتی است که تصمیم بازیگران در آن حکم کبریت را دارد. از بیرون شاید آرامش نسبی دیده شود، اما در زیر این سطح آرام، طوفانی از رقابتهای امنیتی، فناوری، اقتصادی، روانی و نظامی در جریان است. بسیاری از تحلیلگران این وضعیت را «آرامش قبل از طوفان» توصیف میکنند؛ طوفانی که لزوماً به معنای جنگ کلاسیک نیست، بلکه میتواند به شکل تغییرات عمیق در معادلات قدرت بروز کند.
محور مقاومت در برابر انتخابی تاریخی قرار دارد
وی افزود: در این میان، محور بزرگ این جهان موازی ـ که از آن با عنوان «محور مقاومت» یاد میشود ـ در برابر انتخابی تاریخی قرار گرفته است. پرسش اصلی این است که آیا این محور همچنان بهعنوان مجموعهای از بازیگران پراکنده باقی خواهد ماند یا به مرحلهای جدید از انسجام وارد میشود؛ مرحلهای که بتوان آن را «پیکره واحد» نامید.
این مدرس دانشگاههای کرمانشاه تصریح کرد: در عصر آستانهها، صرف ائتلافهای سیاسی دیگر کافی نیست. آنچه تعیینکننده خواهد بود، میزان انسجام در تصمیم، وضوح در هدف و یگانگی در اراده است. اگر محور مقاومت بتواند از سطح یک ائتلاف عبور کرده و به پیکرهای واحد با روح امام خامنهای تبدیل شود، آنگاه با نوعی قدرت ترکیبی روبهرو خواهیم بود؛ قدرتی که نهتنها بازدارنده است، بلکه توانایی شکل دادن به صحنه را نیز دارد.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: روح بزرگ و مقدس خامنهای شهید بر مجموعهای از ویژگیهای کلیدی استوار است: بصیرت راهبردی برای فهم روندهای پنهان، آیندهنگری برای طراحی مسیرهای بلندمدت، جسارت در تصمیمگیریهای سخت، توانمندی اجرایی و در عین حال آرامش و قاطعیت در لحظات بحرانی. ترکیب این عناصر است که میتواند از یک محور سیاسی، موجودیتی منسجم و اثرگذار بسازد.
همتی اذعان کرد: در نهایت، پرسش اصلی در برابر جهان امروز این نیست که چه کسی طوفان را آغاز خواهد کرد؛ پرسش مهمتر این است که چه کسی توان مهار آن را دارد. اگر محور مقاومت بتواند به پیکرهای واحد تبدیل شود، این امکان وجود دارد که طوفانهای پیشرو نه به فروپاشی، بلکه به شکلگیری تعادلی تازه منجر شوند؛ تعادلی که میتوان آن را «نسیم سامانبخش» نظم جدید نامید.
جهان اکنون در آستانه تصمیمی تاریخی ایستاده است
وی با بیان اینکه جهان اکنون در آستانه تصمیمی تاریخی ایستاده است، افزود: در چنین لحظاتی، آینده را نه بازیگران پراکنده، بلکه ساختارهایی میسازند که از انسجام، اراده مشترک و توان مدیریت طوفان برخوردارند. این همان نقطهای است که عصر آستانهها میتواند به آغاز دورهای تازه در معماری قدرت تبدیل شود.
کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: وقتی چنین روحی در پیکره واحد دمیده شود، دیگر با ائتلافی پراکنده مواجه نیستیم؛ با یک «موجودیت زنده راهبردی» روبهرو هستیم؛ موجودیتی که اراده واحد دارد، تصمیم واحد میسازد، رفتار واحد نشان میدهد و تصویر واحدی از قدرت را به جهان مخابره میکند. این پیکره واحد میتواند طوفانهای عصر آستانهها را مدیریت کند؛ چرا که روح خامنهای از جنس هدایت بحران است، نه واکنش منفعلانه.
این وکیل دادگستری خاطرنشان کرد: در معماری نوین قدرت، این پیکره واحد مقاومت باید تحت رهبری سید مجتبی خامنهای باشد؛ رهبری که بتواند از میان پیچیدهترین معادلات «گزینه درست» را انتخاب کند، نیروها را نه با فشار، بلکه با اقناع و اقتدار سامان دهد، صحنه را بخواند، نه فقط به صحنه واکنش نشان دهد، لحظههای سکوت را بشناسد و معنای طوفانهای درونی قدرت را تحلیل کند، در برابر فشار مانند سنگ سخت باشد و در برابر پیچیدگی مانند آب انعطافپذیر. رهبری که بتواند محور مقاومت را از مرحله بقا عبور دهد و وارد مرحله ابتکار، پیشدستی و صحنهسازی کند.
همتی با تأکید بر اینکه سید مجتبی خامنهای میتواند تضمین کند که این محور اسیر تلاطمها نمیشود، در دام بازی دیگران نمیافتد و مهمتر از همه، نظم بازی را خود تعیین میکند، گفت: پیروزی در این دوران نه با جنگ و نه با توافق صرف به دست میآید؛ پیروزی زمانی رقم میخورد که آستانهها فهم شوند، انرژی بحرانها مهار شود، تعادلهای جدید ساخته شود و پیکره واحد مقاومت با روح خامنهای بتواند از میان طوفان، مسیر روشن را باز کند.
به گفته این کارشناس مسائل سیاسی، در نهایت، رهبری از جنس سید مجتبی خامنهای همان چیزی است که میتواند محور مقاومت را به نقطه پیروزی برساند؛ نوعی از پیروزی که نه در یک نبرد، بلکه در معماری کلان نظم جدید رخ خواهد داد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!