دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه:
تابآوری ایران معادلات جنگ را تغییر داد
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه گفت: تابآوری ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران در برابر فشارهای جنگی و امنیتی، موجب شد بسیاری از محاسبات دشمنان در میدان عمل با ناکامی روبهرو شود و موازنه درگیریها تغییر کند.
فرهاد دانشنیا در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ درباره ارزیابی آتشبس و اینکه آیا این موضوع میتواند نشانهای از ضعف آمریکا باشد، اظهار داشت: تهاجم و دستاندازی آمریکا و رژیم صهیونیستی که در جریان جنگ ۱۲ روزه و همچنین تحولات اخیر موسوم به جنگ رمضان شکل گرفت، بر پایه نوعی سادهسازی از واقعیتهای حاکم بر جامعه، نظام سیاسی و حتی اقتصاد ایران طراحی شده بود.
وی تصریح کرد: طراحان این حملات تصور میکردند با وارد کردن یک شوک سنگین به ساختار تصمیمگیری کشور، از طریق ترور نخبگان و فرماندهان و ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، میتوانند در مدت کوتاهی اهداف خود را محقق کنند و شرایطی را که در میز مذاکره به دست نیاورده بودند، از طریق فشار نظامی و جنگ به ایران تحمیل کنند.
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه افزود: بر اساس این محاسبات، آنها گمان میکردند که با وارد کردن ضربهای سریع و ناگهانی به نظام سیاسی ایران، میتوانند یا تغییر رژیم ایجاد کنند یا دستکم ساختاری شکننده به وجود آورند که ناچار به پذیرش شروط و خواستههای آنان شود؛ اما در عمل چنین سناریویی محقق نشد.
فرسایشی شدن جنگ؛ نخستین نشانه خطای محاسباتی
دانشنیا ادامه داد: اگرچه شاید نتوان این وضعیت را یک شکست کامل برای آمریکا نامید، اما شواهد و نشانههای متعددی وجود دارد که بیانگر ناکامی آنها در دستیابی به اهداف طراحیشده است و همین موضوع سبب شد که شرایطی از موازنه در برابر متجاوزان ایجاد شود.
وی یکی از نخستین نشانههای این ناکامی را فرسایشی شدن جنگ دانست و گفت: برخلاف تصور اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی که گمان میکردند در مدت کوتاهی به اهداف خود دست خواهند یافت، جنگ به یک درگیری طولانیتر تبدیل شد که این مسئله با برنامهریزی اولیه آنان همخوانی نداشت.
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه افزود: بهویژه دولت آمریکا به رهبری ترامپ که با شعار پایان دادن به جنگها و کاهش تنشهای بینالمللی روی کار آمده بود، ناگهان درگیر یک منازعه گسترده شد که پیامدهای آن به تدریج از کنترل خارج میشد و ادامه آن میتوانست هزینههای بیشتری برای واشنگتن ایجاد کند.
دانشنیا بیان کرد: از این منظر، آتشبس را میتوان تلاشی برای جلوگیری از ادامه فرسایشی شدن جنگ دانست؛ زیرا ادامه درگیریها نهتنها اهداف اولیه آنها را محقق نمیکرد بلکه میتوانست فشارهای سیاسی و اقتصادی بیشتری بر آمریکا و متحدانش وارد کند.
وی دومین نشانه برتری نسبی ایران در این معادله را تابآوری ساختار سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور عنوان کرد و گفت: تحلیل اولیه آمریکا این بود که ضربه اولیه میتواند ساختار تصمیمگیری ایران را از هم بپاشد و فضای لازم را برای دخالت و مهندسی سیاسی در کشور فراهم کند.
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه خاطرنشان کرد: در عمل نهتنها ساختار تصمیمگیری و رهبری کشور دچار فروپاشی نشد، بلکه انسجام مدیریتی حفظ شد و حتی جامعه نیز با وجود فشارهای سنگین، سطح قابل توجهی از تابآوری را از خود نشان داد.
دانشنیا ادامه داد: در حوزه اقتصادی نیز برخلاف تصور دشمنان، بسیاری از شاخصها تحت کنترل باقی ماند و بازار، خدماترسانی و تأمین نیازهای عمومی جامعه با مدیریت مناسب ادامه یافت که این موضوع نشاندهنده ظرفیتهای اقتصاد مقاومتی در کشور است.
وی گفت: حتی برخی شاخصهای اقتصادی که انتظار میرفت با افزایش شدید قیمتها همراه شود، در مقاطعی کنترل شد و این مسئله نشان داد که ساختار اقتصادی کشور توانایی مدیریت شرایط بحران را دارد.
انسجام اجتماعی؛ عامل مهم تغییر موازنه
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه سومین مؤلفه مهم در تغییر موازنه را انسجام اجتماعی شکلگرفته در کشور دانست و افزود: بخشی از جامعه که ممکن است پیش از این نسبت به برخی عملکردها انتقاداتی داشته باشد، در برابر تهدیدات خارجی حول محور دفاع از تمامیت ارضی و استقلال کشور به همبستگی رسید.
دانشنیا با اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ در سطح بینالمللی، اذعان کرد: یکی دیگر از نشانههای مهم ناکامی محاسبات آمریکا، تلاطم در بازارهای جهانی بود که بهویژه در حوزه انرژی به شکل ملموسی خود را نشان داد.
وی افزود: افزایش قیمت نفت، گاز و سایر منابع انرژی و همچنین نگرانیها درباره اختلال در زنجیرههای تأمین جهانی، نشان داد که اقتصاد جهانی نسبت به تحولات منطقه بسیار حساس است و ادامه جنگ میتوانست تبعات گستردهتری برای اقتصاد بینالملل داشته باشد.
نقش موقعیت ژئوپولیتیکی ایران در معادلات منطقه
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه در ادامه به اهمیت موقعیت ژئوپولیتیکی ایران اشاره کرد و گفت: یکی از عوامل مهمی که در تغییر موازنه تأثیرگذار بود، موقعیت راهبردی ایران در منطقه و بهویژه نقش آن در کنترل و تأثیرگذاری بر مسیرهای حیاتی انرژی است.
دانشنیا در این زمینه به اهمیت تنگه هرمز اشاره کرد و گفت: این تنگه یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی در جهان است و روزانه بخش قابل توجهی از نفت جهان از این مسیر عبور میکند؛ بنابراین هرگونه ناامنی در این منطقه میتواند تأثیرات گستردهای بر اقتصاد جهانی داشته باشد.
وی ادامه داد: تحولات اخیر نشان داد که جغرافیای سیاسی ایران و موقعیت ژئوپولیتیکی کشور همچنان یک عامل تعیینکننده در معادلات منطقهای و جهانی است و همین موضوع در کنار مقاومت جامعه و توان نظامی کشور توانست بخشی از خلأهای ناشی از برتری تکنولوژیک طرف مقابل را جبران کند.
دانشیار دانشگاه رازی کرمانشاه در پایان با اشاره به نقش مردم در این تحولات، گفت: حضور مردم، انسجام اجتماعی و فرهنگ مقاومت در کنار دیپلماسی فعال و توان دفاعی کشور مجموعهای از سیگنالها را به طرف مقابل منتقل کرد که نشان میداد ادامه درگیری نمیتواند اهداف آنان را محقق کند و به همین دلیل زمینه توقف درگیریها فراهم شد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!