حالت تاریک
سه‌شنبه, 21 مهر 1405
آیا مایل به نصب وب اپلیکیشن پایگاه اطلاع رسانی مرصاد هستید؟
۱۰ لایه دفاعی ایران در برابر آمریکا
یادداشت؛

۱۰ لایه دفاعی ایران در برابر آمریکا

عمق استراتژیک دفاعی ایران در برابر آمریکا بر ۱۰ مؤلفه کلیدی استوار است که با تکیه بر تاب‌آوری ملی، توان موشکی و دریایی، پشتیبانی مردمی و ظرفیت دیپلماتیک، مانع تحقق اهداف راهبردی دشمن شده است.

به گزارش شبکه اطلاع‌رسانی «مرصاد»؛ عمق استراتژیک دفاعی جمهوری اسلامی ایران در برابر آمریکا، صرفاً به جغرافیای زمینی و مرزهای کشور محدود نمی‌شود، بلکه مجموعه‌ای از عوامل و ظرفیت‌ها را در بر می‌گیرد که توانایی آمریکا برای انجام تهاجمی تمام‌عیار و همه‌جانبه را محدود کرده است.

یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های عمق استراتژیک دفاعی ایران، تاب‌آوری در حوزه‌های مختلف است؛ این مفهوم، تاب‌آوری عملیاتی نیروهای مسلح، تاب‌آوری اجتماعی مردم، تاب‌آوری سیاسی دولتمردان، تاب‌آوری اقتصادی شرکت‌های خصوصی و دولتی، تاب‌آوری رسانه‌ای و فضای مجازی و همچنین تاب‌آوری شناختی مردم و مسئولان را شامل می‌شود.

تاب‌آوری رسانه‌ای جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم بسیار خوب ارزیابی می‌شود؛ رسانه ملی با تصویرسازی صحیح و روایت‌سازی به‌موقع از میدان نبرد، توانست در جنگ روایت‌ها بر دشمن غلبه کند و عملکرد مناسبی در انعکاس تحولات میدان داشته باشد.

در مقابل، تاب‌آوری فضای مجازی به‌اندازه تاب‌آوری رسانه‌ای مطلوب نبو؛ ضعف سواد رسانه‌ای مردم و قدرت پروپاگاندای تبلیغاتی و غول‌های رسانه‌ای دشمن، از عوامل اصلی این وضعیت بود؛ به‌گونه‌ای که رسانه‌های معاند از طریق فضای مجازی چنین القا می‌کردند که ایران در این عرصه شکست خورده است.

به‌رغم پیروزی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در میدان نظامی، تبلیغات دشمن در فضای مجازی تصویری معکوس ارائه می‌داد و پیوسته از شکست ایران سخن می‌گفت؛ این در حالی است که به اعتقاد نویسنده، دشمن نه‌تنها در میدان واقعی به پیروزی نرسید، بلکه متحمل شکست نیز شد.

بر این اساس، فضای مجازی را می‌توان پاشنه آشیل جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم دانست؛ عرصه‌ای که کنترل و نبض آن در دست دشمن قرار داشت؛ در مقابل، تاب‌آوری شناختی مردم و مسئولان در مجموع در سطح متوسط به بالا ارزیابی می‌شود.

فضای مجازی پاشنه آشیل جنگ روایت‌ها

تاب‌آوری شناختی تابعی از تاب‌آوری اجتماعی و وضعیت فضای مجازی است. از آنجا که تاب‌آوری اجتماعی مردم مطلوب بود، اما فضای مجازی عملکرد ضعیف‌تری داشت، تاب‌آوری شناختی در سطح متوسط ارزیابی می‌شود؛ مسئله‌ای که بر نوع نگاه برخی مسئولان به ادامه مقاومت نیز اثر گذاشت.

در چنین شرایطی، برخی مسئولان به این جمع‌بندی رسیده بودند که هزینه حفظ وضع موجود از هزینه مقاومت در برابر آمریکا بیشتر است؛ از همین رو، به‌دنبال مذاکره و توافق با این کشور بودند؛ با این حال، در مجموع، تاب‌آوری جمهوری اسلامی ایران در جنگ تحمیلی سوم، به‌جز حوزه فضای مجازی، به‌مراتب بیشتر از تاب‌آوری آمریکا ارزیابی می‌شود.

عمق مرزی و جغرافیایی ایران یکی دیگر از مؤلفه‌های مهم قدرت دفاعی کشور است؛ ایران با ۱۵ کشور مرز مشترک دارد و گستردگی سرزمینی و عمق کوهستانی آن به‌اندازه‌ای است که امکان حمله زمینی را برای ارتش آمریکا محدود کرده و مانع تحقق چنین سناریویی شده است.

عمق دریایی جمهوری اسلامی ایران نیز با محوریت تنگه هرمز و خلیج‌فارس، از اهمیت راهبردی برخوردار است؛ این ظرفیت توانسته برتری مطلق دریایی آمریکا را با محدودیت مواجه کند و عملاً قدرت مانور نیروی دریایی این کشور را در خلیج‌فارس به‌شدت کاهش دهد.

عمق فضایی ایران نیز از دیگر مؤلفه‌های دفاعی کشور به شمار می‌رود؛ این ظرفیت به نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران امکان داده است تا هر هدف و نقطه‌ای را در منطقه که اراده کرده‌اند، با استفاده از موشک‌ها و پهپادها مورد تهاجم قرار دهند.

در مقابل، عمق هوایی و توان پدافند هوایی ایران در مقایسه با ظرفیت‌های زمینی، دریایی و موشکی ضعیف‌تر ارزیابی می‌شود؛ با این وجود، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران تلاش کردند با اتکا به توان دریایی، موشکی و پهپادی، بخشی از ضعف‌های موجود در حوزه هوایی و پدافندی را جبران کنند.

عمق پدافند غیرعامل ایران در جنگ تحمیلی سوم، در مقایسه با جنگ تحمیلی دوم، به‌مراتب تقویت شده بود؛ هرچند برخی زیرساخت‌های حیاتی کشور هدف قرار گرفتند، اما در مجموع، این ظرفیت عملکرد مناسبی داشت و مانع از آن شد که آمریکا بتواند جمهوری اسلامی ایران را از نظر راهبردی فلج کند.

صنایع دفاعی پشتوانه تداوم تولید تسلیحات

عمق صنایع دفاعی و نحوه استقرار و توزیع ظرفیت‌های صنعتی در گستره جغرافیایی کشور نیز از دیگر نقاط قوت ایران بود؛ بر اساس این ارزیابی، دشمن نتوانست به‌گونه‌ای به صنایع دفاعی آسیب بزند که تولید موشک‌ها و سایر تسلیحات و تجهیزات نظامی متوقف شود؛ بلکه تولیدات دفاعی حتی افزایش یافت.

در همین زمینه، سردار طلایی‌نیک، معاون پارلمانی وزیر دفاع، در گزارشی از شبکه خبر اعلام کرده است که میزان تولیدات نظامی وزارت دفاع در جریان جنگ به سه برابر افزایش یافته است؛ این موضوع در چارچوب تحلیل نویسنده، نشان‌دهنده نقش توزیع جغرافیایی صنایع دفاعی در حفظ استمرار تولیدات نظامی است.

عمق مقاومت منطقه‌ای ایران نیز با وجود آسیب‌هایی که پیش از جنگ تحمیلی دوم و سوم به آن وارد شده بود، در جریان جنگ عملکردی فراتر از انتظار دشمن داشت؛ در این میان، نقش‌آفرینی انصارالله یمن از جمله ظرفیت‌هایی بود که به اعتقاد نویسنده، دشمن پیش‌بینی دقیقی از آن نداشت.

در کنار این مؤلفه‌ها، عمق خیابان و نقش‌آفرینی مردم نیز از عوامل تعیین‌کننده در ناکامی محاسبات دشمن بود. آمریکا بار دیگر در ارزیابی خود از جامعه ایران دچار خطای محاسباتی شد و شناخت ناکافی از ملت ایران، یکی از مشکلات اساسی این کشور در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران بود.

دشمن که با امید به شکل‌گیری اغتشاشات مردمی جنگ را آغاز کرده بود، با شرایطی متفاوت از محاسبات اولیه خود مواجه شد و جنگ نظامی را به سمت تروریسم اقتصادی و جنگ معیشتی سوق داد تا مردم را مأیوس کند؛ اما به اعتقاد نویسنده، نتیجه معکوس بود و مردم همچنان با حضور در خیابان، مانند تنگه احد، از نظام پشتیبانی کردند.

مردم در این معادله، پل راهبردی و پیونددهنده میدان نظامی با میدان دیپلماتیک هستند؛ از این منظر، حضور و حمایت اجتماعی نه‌تنها بخشی از پشتوانه سیاسی کشور، بلکه یکی از ارکان اصلی عمق استراتژیک دفاعی جمهوری اسلامی ایران به شمار می‌رود.

عمق دیپلماتیک ایران نیز در کنار توان نیروهای مسلح و با حمایت مردم، نقش مهمی در مقابله با اهداف آمریکا ایفا کرده است؛ بر اساس این تحلیل، هماهنگی این ظرفیت‌ها مانع از آن شد که دشمن بتواند برتری هوایی و دریایی خود را به دستاوردی راهبردی و سیاسی تبدیل کند.

در مجموع، عمق استراتژیک دفاعی جمهوری اسلامی ایران برای مقابله با آمریکا بر پایه ۱۰ مؤلفه اصلی شکل گرفته است؛ تاب‌آوری، عمق مرزی و جغرافیایی، عمق دریایی، عمق فضایی، عمق هوایی و پدافند هوایی، پدافند غیرعامل، صنایع دفاعی، مقاومت منطقه‌ای، نقش‌آفرینی مردم و عمق دیپلماتیک.

این ظرفیت‌ها در سه مؤلفه اساسی خلاصه می‌شوند: عمق تحمیل هزینه، عمق ممانعت و ضددسترسی و عمق فرسایش ارتش آمریکا. این سه مؤلفه، چارچوب اصلی راهبرد دفاعی ایران در مواجهه با برتری نظامی آمریکا را تشکیل می‌دهند.

آمریکا از برتری هوایی و دریایی نسبت به ایران برخوردار است، اما بر اساس این تحلیل، توان ممانعتی و ضددسترسی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران مانع از آن شد که این برتری به تصرف یا اشغال فیزیکی سرزمین منجر شود. در نتیجه، برتری نظامی به‌تنهایی نتوانست اهداف راهبردی موردنظر آمریکا را محقق کند.

 آمریکا نتوانست برتری کمّی و تجهیزاتی خود را به پیروزی نظامی و دستاورد راهبردی تبدیل کند. این کشور در محاسبات کاغذی و ریاضیاتی خود را برنده بلامنازع می‌بیند، اما در محاسبات میدانی و آنچه نویسنده از آن با عنوان محاسبات الهیاتی یاد می‌کند، با شکست مواجه شده است.

جمهوری اسلامی ایران با استفاده از ظرفیت‌ها و قابلیت‌های خود و با بهره‌گیری از آنچه نویسنده قدرت الهیاتی می‌نامد، از یک سو مانع پیروزی دشمن شده و از سوی دیگر، هزینه‌های سنگینی به آن تحمیل کرده است؛ این رویکرد، مبنای ارزیابی نویسنده از نتایج راهبردی جنگ تحمیلی سوم است.

در این چارچوب، نخستین شگفتانه جنگ تحمیلی سوم، تحمیل هزینه به دشمن بود؛ دومین شگفتانه، افزایش تاب‌آوری همه‌جانبه جمهوری اسلامی ایران و سومین شگفتانه، فرسایش نظامی دشمن عنوان شده است.

چهار شگفتانه راهبردی در جنگ تحمیلی سوم

چهارمین شگفتانه نیز قدرت ممانعتی و ضددسترسی جمهوری اسلامی ایران بود؛ ظرفیتی که به اعتقاد نویسنده، مانع تبدیل برتری نظامی آمریکا به دستاورد راهبردی شد و محدودیت‌های مهمی در برابر اهداف نظامی این کشور ایجاد کرد.

در پایان این تحلیل، تلاش دشمن برای هدف قرار دادن وحدت ملی و انسجام اجتماعی، بخشی از راهبرد مقابله با دستاوردهای جنگ ارزیابی شده است؛ بر این اساس، دشمن می‌کوشد با کاهش تاب‌آوری مردم و مسئولان، شگفتانه‌های جنگ تحمیلی سوم را خنثی کند و انسجام داخلی را تحت تأثیر قرار دهد.

نویسنده:  فتح‌الله کلانتری، استاد دانشگاه عالی دفاع ملی و امنیت ملی

لینک کوتاه خبر

نظر / پاسخ از

  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر می‌گذارید!