هر روز با قرآن؛
تلاوت آیات ۳۴ تا ۳۷ سوره مبارکه نساء
صبح خود را با تلاوت آیه ۳۴ تا ۳۷ سوره نساء صفحه ۸۴ کلامالله مجید آغاز کنیم.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»، صبح خود را با تلاوت آیه ۳۴ تا ۳۷ سوره نساء صفحه ۸۴ کلامالله مجید آغاز کنیم.
(آیه ۳۴) - سرپرستی در نظام خانواده. خانواده یک واحد کوچک اجتماعی است و همانند یک اجتماع بزرگ باید رهبر و سر پرست واحدی داشته باشد، زیرا رهبری و سرپرستی دسته جمعی که زن و مرد مشترکا آن را به عهده بگیرند مفهومی ندارد در نتیجه مرد یا زن یکی باید «رئیس» خانواده و دیگری «معاون» و تحت نظارت او باشد، قرآن در اینجا تصریح میکند که مقام سرپرستی باید به مرد داده شود، میگوید: «مردان سرپرست و نگهبان زنانند».
البته مقصود از این تعبیر استبداد و اجحاف و تعدی نیست، بلکه منظور رهبری واحد منظم با توجه به مسؤولیتها و مشورتهای لازم است.
جمله بعد که دو بخش است در قسمت اول میفرماید: «این سرپرستی به خاطر برتریهایی است که (از نظر نظام اجتماع) خداوند برای بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده است».
و در قسمت دوم میفرماید: «و نیز این سرپرستی به خاطر تعهداتی است که مردان در مورد پرداختهای مالی در برابر زنان و خانواده به عهده دارند».
سپس اضافه میکند که زنان در برابر وظایفی که در خانواده به عهده دارند به دو دسته اند:
دسته اول: «و زنان صالح، زنانی هستند که متواضعند و در غیاب (همسر خود) حفظ اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده، میکنند».
یعنی مرتکب خیانت چه از نظر مال و چه از نظر ناموس و چه از نظر حفظ شخصیت شوهر و اسرار خانواده در غیاب او نمیشوند، و وظایف و مسؤولیتهای خود را به خوبی انجام میدهند.
دسته دوم: زنانی هستند که از وظایف خود سرپیچی میکنند و نشانههای ناسازگاری در آنها دیده میشود، مردان در مقابل این گونه زنان وظایفی دارند که باید مرحله به مرحله اجرا گردد، در مرحله اول میفرماید: «زنانی را که از طغیان و سرکشی آنها میترسید پند و اندرز دهید».
در مرحله دوم میفرماید: «در صورتی که اندرزهای شما سودی نداد، در بستر از آنها دوری کنید».
و در مرحله سوم: در صورتی که سرکشی و پشت پا زدن به وظایف و مسؤولیتها از حد بگذرد و همچنان در راه قانونشکنی با لجاجت و سرسختی گام بردارند، نه اندرزها تأثیر کند، و نه جدا شدن در بستر، و کم اعتنایی نفعی نبخشد، و راهی جز «شدت عمل» باقی نماند «آنها را تنبیه بدنی کنید».
مسلم است که اگر یکی از این مراحل مؤثر واقع شود و زن به انجام وظیفه خود اقدام کند مرد حق ندارد بهانه گیری کرده، در صدد آزار زن برآید، لذا به دنبال این جمله میفرماید: «پس اگر آنها از شما اطاعت کردند، راهی برای تعدّی بر آنها مجویید».
و در پایان آیه مجددا به مردان هشدار میدهد که از موقعیت سرپرستی خود در خانواده سوء استفاده نکنند و به قدرت خدا که بالاتر از همه قدرتهاست بیندیشند «زیرا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است».
(آیه ۳۵) - محکمه صلح خانوادگی! در این آیه اشاره به مسأله بروز اختلاف و نزاع میان دو همسر کرده، میگوید: «و اگر از جدایی و شکاف میان آنان (دو همسر) بیم داشته باشید یک داور از خانواده شوهر، و داوری از خانواده زن انتخاب کنید» تا به کار آنان رسیدگی کنند.
سپس میفرماید: «اگر این دو داور (با حسن نیت و دلسوزی وارد کار شوند و) هدفشان اصلاح میان دو همسر بوده باشد، خداوند کمک میکند و به وسیله آنان میان دو همسر الفت میدهد».
و برای این که به داوران هشدار دهد که حسن نیت به خرج دهند در پایان آیه میفرماید: «خداوند (از نیت آنها) با خبر و آگاه است».
محکمه صلح خانوادگی که در آیه فوق به آن اشاره شده یکی از شاهکارهای اسلام است. این محکمه امتیازاتی دارد که سایر محاکم فاقد آن هستند، از جمله:
۱- در محیط خانواده نمیتوان تنها با مقیاس خشک قانون و مقررات بیروح گام برداشت، لذا دستور میدهد که داوران این محکمه کسانی باشند که پیوند خویشاوندی به دو همسر دارند و میتوانند عواطف آنها را در مسیر اصلاح تحریک کنند.
۲- در محاکم عادی قضایی طرفین دعوا مجبورند برای دفاع از خود، هر گونه اسراری که دارند فاش سازند. مسلم است که اگر زن و مرد در برابر افراد بیگانه و اجنبی اسرار زناشویی خود را فاش سازند احساسات یکدیگر را چنان جریحه دار میکنند که اگر به اجبار به منزل و خانه باز گردند، دیگر از آن صمیمیت و محبت سابق خبری نخواهد بود.
۳- داوران در محاکم معمولی، در جریان اختلافات غالبا بیتفاوتند در حالی که در محکمه صلح فامیلی حکمین نهایت کوشش را به خرج میدهند که صلح و صمیمیت در میان این دو برقرار شود و به اصطلاح آب رفته، به جوی باز گردد!
۴- از همه اینها گذشته چنین محکمهای هیچ یک از مشکلات و هزینههای سرسامآور و سرگردانی محاکم معمولی را ندارد.
(آیه ۳۶) - در این آیه یک سلسله از حقوق اعم از حق خدا و بندگان و آداب معاشرت با مردم بیان شده است، و روی هم رفته ده دستور از آن استفاده میشود.
۱- نخست مردم را دعوت به عبادت و بندگی پروردگار و ترک شرک و بت پرستی که ریشه اصلی تمام برنامههای اسلامی است میکند، دعوت به توحید و یگانه پرستی روح را پاک، و نیت را خالص، و اراده را قوی، و تصمیم را برای انجام هر برنامه مفیدی محکم میسازد، و از آنجا که آیه بیان یک رشته از حقوق اسلامی است، قبل از هر چیز اشاره به حق خداوند بر مردم کرده، میگوید: «و خدا را بپرستید و هیچ چیز را شریک او قرار ندهید».
۲- سپس میگوید: «و به پدر و مادر نیکی کنید».
حق پدر و مادر از مسائلی است که در قرآن مجید زیاد روی آن تکیه شده و کمتر موضوعی است که این قدر مورد تأکید واقع شده باشد، و در چهار مورد از قرآن، بعد از توحید قرار گرفته است.
۳- «همچنین به خویشاوندان» نیکی کنید.
این موضوع نیز از مسائلی است که در قرآن تأکید فراوان در باره آن شده است، گاهی به عنوان «صله رحم»، و گاهی به عنوان «احسان و نیکی به خویشاوندان».
۴- سپس اشاره به حقوق «ایتام» کرده، و افراد با ایمان را توصیه به نیکی در حق «یتیمان» میکند. زیرا در هر اجتماعی بر اثر حوادث گوناگون همیشه کودکان یتیمی وجود دارند که فراموش کردن آنها نه فقط وضع آنان را به خطر میافکند، بلکه وضع اجتماع را نیز به خطر میاندازد.
۵- بعد از آن حقوق «مستمندان» را یاد آوری میکند.
زیرا در هر اجتماعی افرادی معلول و از کار افتاده و مانند آن وجود دارند که فراموش کردن آنها بر خلاف تمام اصول انسانی است.
۶- سپس توصیه به نیکی در حق «همسایگان نزدیک» میکند.
۷- سپس در باره «همسایگان دور» سفارش میکند.
«حق همسایگی» در اسلام به قدری اهمیت دارد که در وصایای معروف امیر مؤمنان علیه السّلام میخوانیم: «آنقدر پیامبر صلّی اللّه علیه و آله در باره آنها سفارش کرد، که ما فکر کردیم شاید دستور دهد همسایگان از یکدیگر ارث ببرند».
در حدیث دیگری از پیامبر صلّی اللّه علیه و آله نقل شده که در یکی از روزها سه بار فرمود: «به خدا سوگند چنین کسی ایمان ندارد…».
یکی پرسید چه کسی؟ پیامبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: «کسی که همسایه او از مزاحمت او در امان نیست»!
۸- سپس قرآن در باره کسانی که با انسان دوستی و مصاحبت دارند، توصیه کرده، میفرماید: «و به دوست و همنشین» نیکی کنید.
البته «صاحب بالجنب» معنایی وسیعتر از دوست و رفیق دارد، به این ترتیب آیه یک دستور جامع و کلی برای حسن معاشرت نسبت به تمام کسانی که با انسان ارتباط دارند میباشد، اعم از دوستان واقعی، و همکاران، و همسفران، و مراجعان، و شاگردان، و مشاوران، و خدمتگزاران.
۹- دسته دیگری که در اینجا در باره آنها سفارش شده، کسانی هستند که در سفر و بلاد غربت احتیاج پیدا میکنند و با این که ممکن است در شهر خود افراد متمکنی باشند، در سفر به علتی وا میمانند میفرماید: «و واماندگان».
۱۰- در آخرین مرحله توصیه به نیکی کردن نسبت به بردگان کرده، میفرماید: «و بردگانی که مالک آنها هستید».
در حقیقت آیه با حق خدا شروع شده و با حقوق بردگان ختم میگردد و تنها این آیه نیست که در آن در باره بردگان توصیه شده، بلکه در آیات مختلف دیگر نیز در این زمینه بحث شده است.
در پایان آیه هشدار میدهد و میگوید: «خداوند افراد متکبر و فخر فروش را دوست نمیدارد».
به این ترتیب هر کس از فرمان خدا سرپیچی کند و به خاطر تکبر، از رعایت حقوق خویشاوندان، پدر و مادر، یتیمان، مسکینان، ابن السبیل و دوستان سر باز زند محبوب خدا و مورد لطف او نیست. و هر کس که مشمول لطف او نباشد از هر خیر و سعادتی محروم است.
«برگزیده تفسیر نمونه، آیت الله ناصر مکارم شیرازی»
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
برچسبها
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!