یک کارشناس مسائل سیاسی:
جنگ شناختی محاسبات سیاسی جامعه را تغییر میدهد
یک کارشناس مسائل سیاسی با تشریح ابعاد جنگ شناختی، گفت: دشمن با سرریز اطلاعات، روایتسازی و ایجاد خطای محاسباتی تلاش میکند قدرت تحلیل و تصمیمگیری جامعه را تحت تأثیر قرار داده و مسیر محاسبات سیاسی را تغییر دهد.
محمدهادی صحرایی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با تشریح ابعاد جنگ شناختی، اظهار داشت: دشمن با سرریز اطلاعات، روایتسازی و ایجاد خطای محاسباتی تلاش میکند قدرت تحلیل و تصمیمگیری جامعه را تحت تأثیر قرار داده و مسیر محاسبات سیاسی را تغییر دهد.
وی افزود: یکی از اهداف اصلی جنگ شناختی، تضعیف اعتماد عمومی، مشروعیت و سرمایه اجتماعی است؛ زیرا اگر جامعه در تشخیص واقعیت دچار تردید شود و نتواند میان روایتهای مختلف تمایز قائل شود، تصمیمگیری سیاسی نیز تحت تأثیر قرار میگیرد و توان مواجهه با تهدیدها کاهش مییابد.
این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: در این نوع جنگ، دشمن لزوماً به دنبال ارائه یک دروغ منفرد نیست، بلکه با تولید حجم زیادی از اخبار، ادعاها و روایتهای متناقض، مخاطب را در معرض سرریز اطلاعات قرار میدهد تا تشخیص داده صحیح دشوار شود و در نهایت، جامعه به «فلج تصمیم» برسد.
صحرایی گفت: فلج تصمیم زمانی شکل میگیرد که فرد یا جامعه در اثر حجم اطلاعات و روایتهای متضاد، نتواند در زمان مناسب تصمیم بگیرد یا اقدام خود را با تأخیر انجام دهد. در شرایط جنگی، این تأخیر میتواند به از دست رفتن فرصتهای مهم و تغییر نتیجه یک تصمیم منجر شود.
وی با اشاره به جنگ اخیر، عنوان کرد: امروز تقابل با دشمن صرفاً در میدان نظامی جریان ندارد و جنگ به مرحلهای رسیده که هر طرف تلاش میکند توان خود را حفظ و بازتولید کند، نقاط ضعف طرف مقابل را هدف قرار دهد و با استفاده از ظرفیت سیاسی و رسانهای، راهبردهای طرف مقابل را با چالش مواجه سازد.
روایتسازی سیاسی در امتداد میدان نبرد
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: در چنین شرایطی، روایتسازی رسانهای بخشی از جنگ سیاسی است؛ هنگامی که درباره مسائل راهبردی روایتهای متفاوت منتشر میشود و مقامهای سیاسی و نظامی نیز وارد این میدان میشوند، موضوع دیگر یک اختلاف ساده رسانهای نیست، بلکه به بخشی از جنگ تبلیغاتی و عملیات روانی تبدیل میشود.
صحرایی در ادامه به برخی مواضع سیاسی پس از آغاز جنگ اخیر اشاره کرد و گفت: برخی چهرههای سیاسی و مسئولان سابق و اسبق، به گفته او، به جای تمرکز بر رفتار طرف مهاجم، بخشی از مسئولیت شرایط را متوجه ایران کردند؛ در حالی که حمله آمریکا، خروج این کشور از توافقها و نقض تعهدات نیز باید در تحلیل شرایط مورد توجه قرار گیرد.
وی خاطرنشان کرد: پرسشهایی مانند اینکه «چرا آمریکا به ما حمله کرد و ما چه کردیم؟» اگر بدون توجه به رفتار طرف مهاجم مطرح شوند، میتوانند جهت تحلیل افکار عمومی را تغییر دهند؛ در این روایت، عامل حمله به حاشیه میرود و مسئولیت بحران به سمت طرف مورد حمله سوق داده میشود.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: بخشی از جریانهای سیاسی و فکری دارای نگاه مثبت به غرب نیز در شرایط جنگی میتوانند به بازتولید روایتهای مطلوب طرف مقابل کمک کنند؛ جایگاه سیاسی و اجتماعی این افراد سبب میشود پیام آنها در صورت انتشار، ظرفیت اثرگذاری بیشتری بر افکار عمومی داشته باشد.
رسانه ابزار اصلی عملیات شناختی دشمن
صحرایی رسانه را یکی از اصلیترین ابزارهای جنگ شناختی دانست و گفت: تلفن همراه، ماهواره، پیامرسانها و دیگر بسترهای ارتباطی، امکان انتقال سریع پیام را فراهم کردهاند و دشمن میتواند از این ظرفیت برای ایجاد تردید، انتشار اطلاعات نادرست، تغییر روایت و جهتدهی به افکار عمومی استفاده کند.
وی اذعان کرد: افراد اثرگذار و صاحبان نفوذ اجتماعی نیز میتوانند به انتقال و تقویت یک روایت کمک کنند و زمانی که قدرت سیاسی و اقتصادی پشت جریانهای رسانهای قرار گیرد، یک پیام میتواند با سرعت و دامنه بیشتری در جامعه منتشر شود و بر فضای تصمیمگیری اثر بگذارد.
این کارشناس مسائل سیاسی، دروغ پرتکرار را از دیگر ابزارهای جنگ شناختی عنوان کرد و گفت: رسانهای که تمام اخبارش دروغ باشد، اعتبار خود را از دست میدهد؛ به همین دلیل ممکن است اطلاعات صحیح در کنار یک روایت جهتدار قرار گیرد تا اعتماد مخاطب حفظ شود و پیام مورد نظر در میان مجموعهای از اطلاعات درست منتقل شود.
صحرایی با اشاره به برخی ادعاهای مطرحشده درباره توان نظامی آمریکا علیه ایران، افزود: در مقاطعی ادعا میشد آمریکا میتواند با فشار دادن یک دکمه، در مدت کوتاهی توان نظامی ایران را از بین ببرد، اما تحولات بعدی نشان داد این ادعاها الزاماً با واقعیت میدان منطبق نیست و میتواند با هدف ایجاد ترس و خطای محاسباتی مطرح شده باشد.
وی درباره ماهیت جنگ شناختی، بیان کرد: در جنگ سخت، هدف اصلی فتح سرزمین و از بین بردن توان دشمن است، اما در جنگ شناختی، میدان اصلی نبرد ذهن، ادراک، قدرت تحلیل و تصمیمگیری است و برخلاف جنگ سخت، آثار آن لزوماً به شکل مستقیم و قابل مشاهده دیده نمیشود.
این کارشناس مسائل سیاسی بیان کرد: تصمیم درست به داده درست نیاز دارد و اگر دادههای غلط یا جهتدار وارد فرآیند تحلیل شوند، تصمیم نیز میتواند دچار خطا شود؛ از همین رو، هدف عملیات شناختی صرفاً تغییر یک باور نیست، بلکه تلاش برای تغییر محاسبات ذهنی و سیاسی افراد و جامعه است.
صحرایی با اشاره به نمونه سرریز اطلاعات، اذعان کرد: حتی در پروندههای پیچیده مالی، حجم بسیار زیاد اسناد میتواند تشخیص اطلاعات اصلی از دادههای فرعی را برای افراد متخصص دشوار کند. در فضای عمومی نیز وقتی مخاطب با حجم گسترده اخبار مواجه میشود، امکان سردرگمی و ناتوانی در تشخیص اطلاعات معتبر افزایش مییابد.
وی جنگ شناختی را جنگی کمهزینه، تدریجی و کمصدا توصیف کرد و گفت: این جنگ بهدلیل ماهیت تدریجی خود شبیه فعالیت موریانه است؛ آسیبی که ممکن است در ابتدا دیده نشود، اما بهمرور استحکام یک ساختار را از درون کاهش دهد.
این کارشناس مسائل سیاسی در بخش دیگری از سخنان خود به پیوند جنگ شناختی و جنگ اقتصادی اشاره کرد و افزود: جنگ ترکیبی تنها به رسانه محدود نمیشود و رفتار اقتصادی نیز میتواند بخشی از این میدان باشد. برخی صاحبان سرمایه ممکن است منافع خود را در شرایطی دنبال کنند که کاهش ارزش پول ملی و افزایش بیثباتی اقتصادی، زمینه سود بیشتری برای آنها ایجاد کند.
صحرایی ادامه داد: برای نمونه، فردی که با هدف افزایش قیمت ارز اقدام به خرید گسترده دلار میکند، سود خود را به کاهش ارزش پول ملی گره میزند. از این منظر، رفتار صاحبان سرمایه و آثار آن بر اقتصاد نیز باید در چارچوب جنگ اقتصادی و ترکیبی مورد توجه قرار گیرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: جنگ شناختی با تغییر ادراک، ایجاد خطای محاسباتی، تضعیف اعتماد عمومی و مختل کردن فرآیند تصمیمگیری عمل میکند و حفظ قدرت تحلیل، انسجام اجتماعی و توان تصمیمگیری جامعه، از مهمترین الزامات مقابله با این نوع جنگ است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!