پیام شهدا؛
خون شهید پیغام فتح دارد
شهید «نوراله حسینیان» در بخشی از وصیتنامهاش آورده است: جبهه و جنگ دانشگاه عالی است که معلمش حسین (ع) است درسش توحید، مکتبش عدالت، کنکورش تقوی و مدرکش شهادت است.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ شهید «نوراله حسینیان» در سال ۱۳۴۲ در خانوادهای مذهبی در شهرستان گیلانغرب چشم به جهان گشود، دوران کودکی را تا پایان تحصیلات دبیرستان با هزاران رنج و مشقت در شهرستان محل تولدخود به پایان رساند.
شهید معظم در زمان شروع انقلاب اسلامی دوشادوش مردم بیدار این خطه پای در فعالیتهای مذهبی و دینی و همچنین تشکیل تظاهرات و راهپیماییهای آن زمان از جان خویش خمیرمایه نهاد تا بتواند به پیروزی انقلاب اسلامی کمکی کرده باشد.
وی چون با رنج و مشقت بزرگ شده بود به زندگی مادی پایبند نبود و همیشه میگفت با نانی بساز که خدا بزرگ است.
شهید در حالی که فردی ساده و بیریا بود تفکری بزرگ داشت وی در سال ۱۳۶۴ همراه با برادرش در مرکز تربیت معلم شهید صدوقی پذیرفته شد سال اول تحصیل را پشت سر گذاشت و سال دوم در پایان ترم آخر، و شروع مجدد بمبارانهای هوایی مرکز تربیت معلم شهید صدوقی تعطیل شد و شهید به هنگام بازگشت به خانه در جلوی چشمان پدر و مادر پیر و چشم انتظارش مورد هجوم هواپیماهای دشمن قرار میگیرد و به شهادت میرسد.
شهید در تاریخ یکم دی ماه ۱۳۶۵ در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده میشود، این شهید بزرگوار قبل از شهادت خود ۲ سال تمام در منطقه سردشت بانه در پاسگاه دولارزان در سال ۶۰ و ۶۱ به عنوان تامین جاده فعالیت موثری داشت و بعد از آرام شدن منطقه با حضور در پاسگاه فعالیت خود را تا مدت مدیدی ادامه داد و به عنوان نیروی موثر برای جذب نیرو خطاب میشد تا اینکه سرانجام بعد از آن همه تلاش و فعالیت بوصال معبود خویش رسید.
*قسمتی از وصیتنامه شهید
جنگ برای او یک گره و عقده بود و از خدای سبحان خواسته بود: خداوندا گره از کارمان بگشا و به سرمنزل پیروزی برسان.
شهید سعید است و شهادت سعادت و کمتر کسی به این سعادت دست مییابد.
شهید در جای دیگر حضور در جبهه را اینطور نوشته است: جبهه و جنگ دانشگاه عالی است که معلمش حسین (ع) است درسش توحید، مکتبش عدالت، کنکورش تقوی و مدرکش شهادت است.
وی درباره درخشش خون شهید میگوید: خون شهید است که آفتاب را شرمنده کرده است؛ راستی این خون پیغام دارد، خون شهید با زبان بیزبانی پیغام فتح دارد.به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ شهید «نوراله حسینیان» در سال ۱۳۴۲ در خانوادهای مذهبی در شهرستان گیلانغرب چشم به جهان گشود، دوران کودکی را تا پایان تحصیلات دبیرستان با هزاران رنج و مشقت در شهرستان محل تولدخود به پایان رساند.
شهید معظم در زمان شروع انقلاب اسلامی دوشادوش مردم بیدار این خطه پای در فعالیتهای مذهبی و دینی و همچنین تشکیل تظاهرات و راهپیماییهای آن زمان از جان خویش خمیرمایه نهاد تا بتواند به پیروزی انقلاب اسلامی کمکی کرده باشد.
وی چون با رنج و مشقت بزرگ شده بود به زندگی مادی پایبند نبود و همیشه میگفت با نانی بساز که خدا بزرگ است.
شهید در حالی که فردی ساده و بیریا بود تفکری بزرگ داشت وی در سال ۱۳۶۴ همراه با برادرش در مرکز تربیت معلم شهید صدوقی پذیرفته شد سال اول تحصیل را پشت سر گذاشت و سال دوم در پایان ترم آخر، و شروع مجدد بمبارانهای هوایی مرکز تربیت معلم شهید صدوقی تعطیل شد و شهید به هنگام بازگشت به خانه در جلوی چشمان پدر و مادر پیر و چشم انتظارش مورد هجوم هواپیماهای دشمن قرار میگیرد و به شهادت میرسد.
شهید در تاریخ یکم دی ماه ۱۳۶۵ در مزار شهدای گیلانغرب به خاک سپرده میشود، این شهید بزرگوار قبل از شهادت خود ۲ سال تمام در منطقه سردشت بانه در پاسگاه دولارزان در سال ۶۰ و ۶۱ به عنوان تامین جاده فعالیت موثری داشت و بعد از آرام شدن منطقه با حضور در پاسگاه فعالیت خود را تا مدت مدیدی ادامه داد و به عنوان نیروی موثر برای جذب نیرو خطاب میشد تا اینکه سرانجام بعد از آن همه تلاش و فعالیت بوصال معبود خویش رسید.
*قسمتی از وصیتنامه شهید
جنگ برای او یک گره و عقده بود و از خدای سبحان خواسته بود: خداوندا گره از کارمان بگشا و به سرمنزل پیروزی برسان.
شهید سعید است و شهادت سعادت و کمتر کسی به این سعادت دست مییابد.
شهید در جای دیگر حضور در جبهه را اینطور نوشته است: جبهه و جنگ دانشگاه عالی است که معلمش حسین (ع) است درسش توحید، مکتبش عدالت، کنکورش تقوی و مدرکش شهادت است.
وی درباره درخشش خون شهید میگوید: خون شهید است که آفتاب را شرمنده کرده است؛ راستی این خون پیغام دارد، خون شهید با زبان بیزبانی پیغام فتح دارد.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!