کارشناس مسائل سیاسی مطرح کرد:
تابآوری مولد ملت ایران در مکتب دفاعی انقلاب
یک کارشناس مسائل سیاسی گفت: پیام اخیر رهبر معظم انقلاب، دو جنگ تحمیلی اخیر را نه ضربه، بلکه محرک بزرگشدن ققنوس بازخوانی میکند؛ یعنی برگشتن منطق فرسایش به سود ملت ایران.
میثم همتی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ درباره پیام آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی و فرمانده کل قوا، به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، در ششم مهرماه، اظهار داشت: این پیام فراتر از یادکردی مناسبتی، تصویری از دگرگونی راهبردی جمهوری اسلامی ایران ترسیم میکند: گذار از «مواجهه نقطهای و تدافع واکنشی» به الگویی از بازدارندگی که همزمان بر توان دفاعی، عمق ژئوپلیتیک و پشتوانه اجتماعی تکیه دارد.
وی افزود: مقایسه «روزهای سابق» با «روزهای حال» ستون روایی این صورتبندی است؛ از جولان نیروهای دشمن در دریاهای جنوب تا محدودشدن حضور آنان در دریای عرب و از جامعهای که هدف ارعاب بود تا جامعهای که در پیام بهعنوان پشتیبان آمادگی دفاعی تصویر میشود. این موضوع چهار مؤلفه اصلی این معماری را بر پایه متن پیام واکاوی میکند.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: نخستین مولفه، انبساط شعاع دفاع مشروع در ژئوپلیتیک دریاها از تنگه هرمز تا مدار دریای عرب است، روشنترین سند این گذار، فراز ناظر بر مهار ناوگان متخاصم است: «آن روزها دو دریای جنوب ایران، جولانگاه نیروهای دشمن بود، ولی این روزها آنان بهخاطر ضربات دردآوری که از رزمندگان دلاور و محافظان تنگه هرمز خوردهاند، از دریای عرب جلوتر نمیآیند و هرگاه این خطر را بهجان خریدهاند، آسیبی بهخود وارد کردهاند و زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند».
به گفته همتی این گزاره را میتوان بازتعریف مرزهای اعمال حق ذاتی دفاع مشروع و بازدارندگی فعال پیرامونی دانست؛ حقی که در ماده ۵۱ منشور ملل متحد برای هر دولت عضو به رسمیت شناخته شده و دامنه آن با گستره تهدید واقعی سنجیده میشود، نه با خطوط صوری روی نقشه. نکته راهبردی آن است که این موازنه بر سازکار «هزینه» استوار است، نه «اعلام»؛ یعنی بازدارندگی دریایی ایران بهجای تهدید به بستن مسیرهای تجاری، با بالا بردن هزینه ورود به منطقه آتش برای ناوگانهای متخاصم عمل میکند.
وی عنوان کرد: نتیجه عملی این معماری، دورسازی خودانگیخته کانونهای تهدید نظامی از آبهای پیرامونی است، بیآنکه اصل بنیادین آزادی کشتیرانی بینالمللی برای شناورهای تجاری خدشهای ببیند. تعبیر آیندهنگرانه «زود است که دریای عرب هم خود را از آنان خالی کند» نیز پیشبینی میکند که محاسبهپذیری زیان، حریف را به عقبنشینی دریایی سوق میدهد؛ معادلهای که سیادت دفاعی کشور را بهعنوان ضامن حقیقی ثبات پایدار منطقه و امنیت گلوگاه هرمز تثبیت میکند.
این دکتری رشته حقوق، منطق راهبردی «ققنوس» در قالب زایش تابآوری مولد در بستر نبردهای تحمیلی را دومین مولفه مذکور اعلام و تصریح کرد: استعاره محوری پیام، برآمدن «ققنوس» از خرمن آتش جنگ تحمیلی اول است: «نظام اسلامی برومندتر و قویتر از قبل، با صدایی رساتر و پروازی بلندتر، ققنوسوار برخاست» و این خصلت «مستمرّ این نظام در حوادث دشمنساخته بعدی» شد. معظمله سپس این خصلت را تا امروز امتداد دادهاند: «اینک آن ققنوس در اثر فشارهای دشمن و بهخصوص دو جنگ تحمیلی اخیر، آنچنان بزرگ شده که سایه پروازش بر سرزمینهای دشمن هم افتاده است».
همتی اذعان کرد: این تصویر، «تابآوری مولد» در مکتب دفاعی انقلاب را صورتبندی میکند؛ منطقی که برخلاف تصور سنتی حریف مبنی بر فرسایش تدریجی زیرساختها در بستر تنش پیوسته، دکترین دفاعی ایران را بهگونهای مهندسی کرده که هر فشار بیرونی، به نقطه محرک بازتولید ساختارهای فناورانه و توان پاسخ متقابل بدل میشود. تعبیر ظریف «سایه پروازش بر سرزمینهای دشمن» نیز نه ادعای آفند پیشدستانه، بلکه توصیف بازدارندگیِ برآمده از بقاست: وقتی نظام از دل تحمیل برآید و پابرجا بماند، دامنه اثرگذاری دفاعی آن بهطور طبیعی از نقطه آغاز درگیری فراتر میرود و اتاقهای فرماندهی متخاصم را در هر فاصلهای زیر سایه هزینه تهدید قرار میدهد. پیام با این صورتبندی، دو جنگ تحمیلی اخیر را نه ضربه، بلکه محرک بزرگشدن ققنوس بازخوانی میکند؛ یعنی برگشتن منطق فرسایش به سود ملت ایران.
وی درباره بازتولید وزن ژئوپلیتیک مقاومت و صورتبندی هویت شامات به عنوان سومین مولفه، افزود: بخش پایانی پیام به مناسبت دومین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، با اطلاق عنوان کمسابقه «امیر قهرمان عرب و نماد بزرگ جبهه مقاومت» همراه است و جایگاه ایشان را در بلندترین تعبیر تاریخی برجسته میکند: در طول تاریخ شامات تاکنون، پس از انبیا و اوصیای ایشان، رَجُلی به عظمت او در آن خطّه کهن سر بلند نکرده بود» معظمله پرچم حزبالله را در دستان شیخ نعیم قاسم مستحکم خوانده و مجاهدت عاشورایی دبیرکل و رزمندگان را ستودهاند و از سید هاشم صفیالدین نیز بهعنوان اختر تابناک مقاومت یاد کردهاند.
این کارشناس مسائل سیاسی گفت: صورتبندی مذکور تفکیکی دوگانه را پیش میکشد که پیام آن را صریح تعریف میکند: روزهای لبنان «برجسته و پرافتخار برای همه مجاهدان مقاومت و روزهایی ذلّتآفرین و نهایتاً سرافکندهکننده برای آن کسانی است که در مقابل دشمن صهیونی چشم امید به وعدههای دروغین سلطهگران و بدخواهان خود دوختهاند». بر این اساس، موازنه سیاسی در جغرافیای عربی نه با کرنش در برابر تلآویو، بلکه با پیوستگی شبکه مقاومت بر مدار عزت سرزمینی رقم میخورد؛ الگویی که معیار آن را نه قومیت و زبان، که موضع در برابر اشغالگری قرار میدهد و شکاف واقعی منطقه را «ایستادگی در برابر سازش» تعریف میکند.
همتی، شاخص شتاب واکنش ملی در قالب موازنه اجتماعی در نبرد نامتقارن را چهارمین مولفه خواند و تصریح کرد: در شرایطی که اتاقهای فکر معاندین تکیه انحصاری بر شکافهای اجتماعی و ابزارهای جنگ شناختی دارند، پیام با استناد به دادههای میدانی دقیق، متغیری کمتر دیدهشده در موازنه قوا را آشکار میسازد: شتاب بسیج منابع انسانی در لحظه تهدید.
وی افزود: معظمله تصریح میکنند: «هفت ماه است هموطنان ما میادین و خیابانها را در سراسر کشور به حضور مسئولانه و پرشور خود زینت بخشیدهاند… همچنانکه بیش از ۳۰ میلیون ایرانی، جانفدائیِ خود را اعلام کردند و آنگاه که برای نوعی سازماندهی، بنابر اعلام مجدّد حضور ایشان بود، تنها در ظرف ۱۰۰ دقیقه نخست، بیش از ۵۰۰ هزار نفر ظرفیت خواسته شده را تکمیل کردند».
به گفته همتی از منظر تحلیل راهبردی، نرخ تکمیل نصاب دفاعی در یکصد دقیقه نخست، شاخصی است که الگوهای محاسباتی مبتنی بر تفوق صرف فناوری غربی آن را در معادله بازدارندگی لحاظ نمیکنند؛ زیرا سرعت و عمق بسیج اجتماعی، متغیری است که با توان سختافزاری جبرانپذیر نیست. پیام همین شاخص را به سه مؤلفه تکمیلی گره میزند: پیوستگی اقوام متنوع در سرتاسر کشور و «اعلام آمادگیهای مختلف و بهخصوص آمادگیهای مسلّحانه»؛ پیشروی زنان بهگونهای که «در بعضی از عرصههای حضور دلیرانه، از مردان سبقت میگیرند»؛ و پافشاری اقشار مختلف جامعه بر مواضع بهحق خود «و از جمله حفظ تنگه پر خیر و برکت هرمز». بدینسان، عقبه اجتماعی نفوذناپذیر به نقطهضعف تمام محاسباتی بدل میشود که بر تصور شکاف میان ملت و نظام بنا شده بود.
وی با تأکید بر تثبیت مختصات نظم نوین منطقهای، افزود: پیام ششم مهرماه ۱۴۰۵ را میتوان سند مهار توهمات راهبردی نظام سلطه دانست؛ متنی که با مقایسه دو مقطع تاریخی، برتری امروز ملت ایران را بر روزگار تحقیر و وابستگی بر سه رکن تثبیت میکند: عقبه اجتماعی با ظرفیت بسیج سریع، شعاع گسترشیافته دفاع مشروع تا مدار دریای عرب و پیوند گسستناپذیر با پیشقراولان مقاومت در شامات. فراز پایانی پیام این موازنه را چنین جمعبندی میکند: «آن روزهای سابق که دشمن ما آرزوی بازگشت به آن را دارد، گذشت و دیگر هیچگاه تکرار نخواهد شد» و «روزهای آینده به مراتب شکوهمندتر از این روزها خواهد بود».
همتی اذعان کرد: نتیجه راهبردی این صورتبندی آن است که بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران فقط محصول ابزارهای سخت نیست؛ از همافزایی توان دفاعی، تابآوری فناورانه، نفوذ منطقهای و بسیج اجتماعی پدید میآید. آینده ژئوپلیتیک منطقه نیز در منطق این پیام، بر اساس وسعت و اقتدار همین مدار بازدارندگی و شبکه مقاومت ترسیم خواهد شد؛ افقی که پیام آن را نه صرفاً در سطح وعده، بلکه در مقایسهای میان میدان، خیابان و دریا به تصویر کشیده است.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!