تحلیلگر ژئوپلتیک روابط بینالملل:
سخنان قائمپناه آشکارترین شیوه سلب مسئولیت از ناکارآمدیهاست
تحلیلگر ژئوپلتیک روابط بینالملل گفت: سخنان اخیر قائمپناه، آشکارترین شیوه برای سلب مسئولیت از ناکارآمدیهای دروندولتی است زیرا نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، بازوی حفظ ثبات سرزمینی، استقلال و تمامیت ارضی کشور هستند.
میثم همتی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ در واکنش به سخنان اخیر محمدجعفر قائمپناه، اظهار داشت: نام لک با خشتخشتِ ایستادگی در بیستون گره خورده است؛ همان دیواره ستبر سنگی که قرنها پیش، کتیبهاش ثبت کرد چگونه متجاوزان و گردنکشان تاریخ با دستهای بسته و طناب بر گردن در برابر اراده این سرزمین به زانو در آمدند. خاک شما خاکی است که فرزندان غیورش وقتی پرندههای آهنین متجاوز بر بلندای زاگرسش سایه انداختند، با تفنگ پنجتیر «بِرنو» به مصاف آپاچی و بالگردهای مدرن متجاوزان رفتند؛ نترسیدند، استخاره نکردند و «نمیشود» و «نمیگذارند» نبافتند.
وی افزود: مردمان غیور زاگرس هرگز بهانه نیاوردند که دستمان خالی است؛ ایستادند و حماسه ساختند. مادران شیردل زاگرس هنگامه هجوم اجنبی، در گوش فرزندانشان نجوا نمیکنند که عقب بنشینید؛ بانگ برمیدارند که «جنگ آغاز شد؛ بشکند دستی که بلرزد و بمیرد دلی که بترسد».
این مدرس دانشگاه خطاب به قائمپناه، گفت: شما خود را به تباری منسوب میدانید که از میان آن، کریمخان لک (زند) برخاست؛ سرسلسلهای که وقتی قدرت مطلق ایرانزمین را به چنگ آورد، فریب تاج و جاه و جبروت ملوکانه را نخورد، عنوان پرطمطراق «شاه» را به لجن کشید و بر خود نام مقدس «وکیلالرعایا» نهاد تا خادم و وکیل ملت بماند نه آقای آنان. شما از تباری هستید که لطفعلیخان لک (زند) را به تاریخ پیشکش کرد؛ همان سردار دلاور و رشیدی که سر هارفورد جونز، دیپلمات و شاهد معاصر انگلیسی، با حیرت از شجاعت خیرهکننده او در میدان نبرد یاد میکند و مورخان معترفند شمشیرزنی چون او در کارزار پدید نیامد که تا واپسین نفس و تا لحظه خیانت خائنان، یکتنه در برابر قشون ایستادگی کرد و ذلت تسلیم را نپذیرفت.
همتی خاطرنشان کرد: حال باید با همان صراحت و تندی زاگرس از معاون اجرایی رئیسجمهور پرسید: شما که زیر سایه بیستون قد کشیدهاید و داعیه انتساب به چنان تبار نامداری دارید، در پاستور چه میکنید؟ نسبت مرام دلاوران زاگرس که با برنو بر سر متجاوز خراب میشدند با ادبیات عجزآلود، توجیهتراشیهای اداری و فرافکنیهای کودکانه شما در اتاقهای دربسته چیست؟ فرهنگ زاگرس ترازوی اصالت را اینگونه سروده است: «مِه بْرامِی مِه رُوسَم شِیوَه بُو / وَ دِیوٰان عٰاقِل، وَ جَنگ لِیوَه بُو» یعنی (برادر و همتبار من باید سیمایی چون رستم داشته باشد؛ در بزم و دیوانِ تدبیر، عاقل و فرزانه باشد و در کارزار نبرد، شوریده، بیباک و مجنونِ شجاعت).
این وکیل پایه یک دادگستری اذعان کرد: آقای قائمپناه حال به خود بنگرید و قضاوت کنید: این کجا و آن کجا؟! تبار شما در دیوان تدبیر، مظهر درایت و گرهگشایی برای خلق بود و در میدان خطر، شیری بیباک؛ اما شما در دیوان تدبیر، مظهر بیعملی و استیصال اداری شدهاید و به وقت عمل، بهجای شجاعت رستمگونه، بر صندلی بوروکراسی تکیه زدهاید و نطقهای عجزآلود و نقزدنهای حزبی سر میدهید! زاگرس به تبار و ادعا نمره قبولی نمیدهد؛ به «کارآمدی، دستاورد و کارنامه» نمره میدهد. همانطور که کریمخان را با امنیت راهها، رونق بازارها و دفاع از حقوق رعیت میشناسند، ملت نیز از شما خروجی عینی، رفع گرههای معیشتی و شکستن بنبستهای اجرایی میخواهد، نه بیانیهخوانی در محافل سیاسی.
همتی خطاب به قائمپناه گفت: کارنامه و موضعگیریهای مسعود پزشکیان متعلق به شخص اوست و تاریخ دربارهاش قضاوت خواهد کرد؛ شما از خودتان بگویید. شما با اختیارات وسیع دومین مقام ستادی نهاد ریاستجمهوری برای معیشت مردم، رفع ناترازی ویرانگر گاز و برق، خروج صنایع از کما و احیای پروژههای متوقف این کشور چه کردهاید جز نطقهای طلبکارانه حزبی و سنگر گرفتن پشت رئیس دولت؟
وی درباره کالبدشکافی اختیارات، تشکیلات تحت امر و کارنامه اجرایی معاون رئیسجمهور، افزود: در حیطه وظایف ذاتی مصرح باید گفت: ابزار بینهایت و خروجی نزدیک به صفر جایگاه «معاونت امور اجرایی رئیسجمهور و سرپرست نهاد ریاستجمهوری» بر اساس اصل ۱۲۴ قانون اساسی و مقررات ساختار اداری، بالاترین بازوی ستادی-عملیاتی قوه مجریه است.
همتی خاطرنشان کرد: شرح وظایف این مسند مشخص است: پیگیری بلادرنگ مصوبات هیأت وزیران و اجرای الزامات قانونی، حل و فصل اختلافات بین دستگاهی و ایجاد همافزایی عملیاتی میان وزرا، مدیریت و راهبری ستاد سفرهای استانی و هدایت اعتبارات به سمت پروژههای زیربنایی اولویتدار و نظارت عالیه بر حُسن اجرای تصمیمات کلان اداری در ساختار بوروکراتیک کشور.
به گفته این مدرس دانشگاه، معاونت مذکور یک مسند تشریفاتی نیست؛ اتاق فرمان عملیات اجرایی کل کشور است. امروز که کشور با ناترازی کشنده انرژی (سوخت، برق و گاز)، زمینگیر شدن کارخانهها، بحران تورم و توقف طرحهای کلیدی عمرانی دست به گریبان است، معاون اجرایی دقیقاً در کجای میدان ایستاده است؟ سهم راهبردی شما در ساماندهی زنجیره تأمین، مهار بیانضباطی دستگاههای زیرمجموعه و باز کردن گرههای کور بوروکراسی چه بوده است جز تقلیل دادن کارکرد نهاد به تریبونی برای خطابه و تسویهحسابهای حزبی؟
وی درباره عقبه مدیریتی قائمپناه از بحران منابع بهداشت تا سرپرستی نهاد، تصریح کرد: نگاهی به پیشینه اداری شما نشان میدهد که توانمندی اجراییتان همواره زیر علامت سؤالهای جدی کارشناسی قرار داشته است: در دوره تصدی «معاونت توسعه و مدیریت منابع وزارت بهداشت»، کارنامه برجایمانده انباشتی از مطالبات انباشته و نارضایتیهای کادر درمان، چالشهای ساختاری توزیع منابع و ناهماهنگیهای مالی بود که آثار منفی آن هنوز در بدنه نظام سلامت هویداست؛ در دوران مسئولیت شورای شهر و ردههای درمانی استانی نیز تحول ساختاری چشمگیری به ثبت نرسید.
بیعملی مفرط اداری پشت نقاب نطقهای سیاسی، بزرگترین آسیب است
همتی خطاب به قائمپناه، اذعان کرد: اکنون نیز در مسند معاونت اجرایی، بهجای اینکه بازوی فنی و میدانی حل بحرانها باشید، کارکرد این نهاد حیاتی را به باشگاهی برای چانهزنیهای جناحی، سهمخواهی ستادی و فرار از پاسخگویی تقلیل دادهاید. بیعملی مفرط اداری پشت نقاب نطقهای سیاسی، بزرگترین آسیب حکمرانی کارآمد است.
این مدرس دانشگاه در پاسخ به اعترافات شخص معاون اجرایی در قم، گفت: اظهارات اخیر آقای قائمپناه در جمع فعالان سیاسی استان قم، سند تمامعیاری از تضاد درونی، استیصال ساختاری و فرافکنی غیرمسئولانه است: پارادوکس صلاحیت؛ خودزنی سیاسی پشت تریبون عمومی. اینکه در تریبون عمومی اعلام میکند: «من که برای یک کارشناسی ساده در پزشکی قانونی تأیید صلاحیت نشدم، اکنون بهعنوان معاون رئیسجمهور نشستهام» بر خلاف تصور ایشان، این یک پیروزی حزبی نیست؛ این یک خطای فاحش در درک حقوق عمومی و جایگاه امانتداری ملی است: اگر ارزیابی مراجع گزینشی در گذشته ناصواب بوده، یک مدیر مقتدر و وفادار به حقوق شهروندی بهجای رجزخوانی احساسی، با تکیه بر اختیارات اجراییاش به اصلاح شجاعانه و عادلانه رویههای گزینش کشور دست میزند تا حق جوانان پایمال نشود.
همتی خطاب به قائمپناه، تصریح کرد: اگر صلاحیت شما در ادوار گذشته واقعاً در بوته تردید بوده است، مباهات به تکیه زدن بر صندلی عالی معاونت ریاستجمهوری—که مطابق مفاد «قانون نحوه انتصاب اشخاص در مشاغل حساس» بالاترین سطح ارزیابی و استعلامات حاکمیتی را میطلبد—نشاندهنده سستی مبانی نظارتپذیری و تضعیف اعتبار جایگاهی است که اشغال کردهاید. طرح چنین اعترافی در میتینگ حزبی، خلعسلاح روانی خویش در برابر افکار عمومی و ارکان نظارتی کشور است.
وی با اشاره به فرافکنی امنیتی، افزود: نقاب ناتوانی مدیریتی ادعای شما مبنی بر اینکه «در انتصابات با مشکل مواجهیم چون بدنه نیروهای امنیتی تغییر نکردهاند»، آشکارترین شیوه برای سلب مسئولیت از ناکارآمدیهای دروندولتی است زیرا نیروهای امنیتی و اطلاعاتی، بازوی حفظ ثبات سرزمینی، استقلال و تمامیت ارضی کشور در سختترین شرایط نبرد ژئوپلیتیکاند؛ همان سپری که بسترساز تکیه زدن بیدغدغه شما بر کرسی ریاست نهاد است. انتصاب افراد فاقد اهلیت تخصصی، بیانضباطی در چینش مدیران و قفل شدن امور اجرایی را به «مقاومت بدنه امنیتی» نسبت دادن، بازی آشکار در زمین دوقطبیسازان است.
وی با بیان اینکه زاگرسنشینان ارزش جانفشانی مدافعان امنیت خاک را بیش از هر کس میدانند، افزود: مقصر جلوه دادن حافظان مرز و بوم برای توجیه ناکارآمدی بوروکراتیک، فرسنگها با مرام مروت و غیرت فاصله دارد.
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به قیاس باطل، ننگین و خطرناک با «دولت فروغی»، گفت: تشبیه شرایط خطیر جمهوری اسلامی ایران به دوران صدارت محمدعلی فروغی، اوج انحراف تاریخی و سیاسی است. محمدعلی فروغی در حافظه تاریخی ملت ایران کارگزار دورانی است که ارتش پرمدعای رضاشاهی ظرف سه روز از هم پاشید، کشور به اشغال بیگانگان در آمد و ساختار حاکمیت تن به تسلیم و قراردادهای تحمیلی متفقین داد.
پیوندزدن تابآوری ملی و اقتدار بازدارندگی این مرزوبوم به دوره ذلت پهلوی
همتی خطاب به قائمپناه، گفت: شما کدام دلاوری و مقاومت را با دوران استیصال فروغی مقایسه میکنید؟ نظام جمهوری اسلامی ایران با اتکا به دکترین عاشورایی، هدایت داهیانه رهبری و خون صدها هزار شهید گلگونکفن، بیش از چهار دهه است در برابر سهمگینترین تحریمها، تهاجمها و توطئههای نظامی استکبار جهانی سینه سپر کرده و موازنه قدرت غرب آسیا را تغییر داده است. معاون اجرایی یک دولت انقلابی با چه منطقی تابآوری ملی و اقتدار بازدارندگی این مرزوبوم را به دوره اشغال نظامی، استیصال ملی و ذلت پهلوی پیوند میزند؟! آیا نسخه شما برای اداره امور کشور، بازتولید ادبیات تسلیم و انفعال در برابر بیگانگان است؟
وی با تأکید بر اینکه تاریخ فرجام متملقان و مجیزگویان دربار اواخر قاجار است، افزود: تاریخ آیینهای بیرحم است. در واپسین سالهای عصر قاجار، کارگزاران و مدیرانی مصدر امور بودند که شأن سنگین اداره کشور را تا حد توجیه بیکفایتیها و چاپلوسیهای باندی تنزل دادند؛ آنان که در خلوت و جلوت، دست بر سینه میگذاشتند و قحطی، گرانی نان و انحطاط راهها را پشت الفاظ فریبنده پنهان میکردند. تندباد تحولات، نام آنان را به عنوان نمادهای رخوت و ناکارآمدی در اوراق تاریخ ثبت کرد.
این مدرس دانشگاه خاطرنشان کرد: کریمخان زند وقتی زمام امور را در دست گرفت، زبان متملقان را برید و گفت: «مدح من آسودگی بازرگان، سیری شکم کشاورز، عدل برای فرودستان و امنیت راههاست؛ نه مدیحهسراییهای پوچ شما» امروز اما شما در پاستور، وظایف ذاتی و سنگین معاونت اجرایی در مدیریت زنجیره معیشت، حل بحران انرژی و پشتیبانی میدانی از اقتصاد ملی را معطل گذاشتهاید و پاستور را به سکوی تسویهحسابهای خطی و توجیه ناتوانیها بدل کردهاید.
همتی اذعان کرد: آقای قائمپناه، مسند معاونت اجرایی، سنگر مبارزه بیامان با فساد، رفع ناترازیها و اجرای شجاعانه قانون است؛ نه تریبونی برای القای حس بنبست، فرافکنی علیه ارکان نظام، گلایه از ردصلاحیتهای پیشین و مخدوش کردن صلابت تاریخی ملت با تمثیلهای مأیوسکننده دوران اشغال. اگر اراده، شجاعت و تواناییِ شکستن قفلهای بوروکراتیک و ادای دین به این ملت مظلوم را ندارید، از این مسئولیت خطیر کنارهگیری کنید و نام پرشکوه دیار زاگرس و ایل لک را هزینه بیعملی بوروکراتیک خود نسازید. تاریخ و وجدان بیدار مردم زاگرس در قضاوت نهایی خود، هیچ تعارفی با مدعیان بیعمل نخواهند داشت.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!