از همزیستی اقتصادی تا گره کور امنیتی؛
شکستی که از واشنگتن تا دبی امتداد دارد
امارات با فقدان پیشینه تمدنی، به پیمانکار امنیتی قدرتهای بیگانه تبدیل شده است؛ واحدی ساختگی که با دخالت در امور همسایگان، هویت خود را در قماری خطرناک به حراج گذاشته و در مسیر زوالی حتمی قرار دارد.
به گزارش خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ مناسبات تهران و ابوظبی در سالهای اخیر از یک همزیستی مسالمتآمیز تجاری به یک تقابل راهبردی و امنیتی تغییر ماهیت داده است. تبدیل شدن خاک امارات به حیاطخلوت فعالیتهای موساد و پایگاه لجستیکی نیروهای سنتکام، روابط دو کشور را به مرحله غیر قابل بازگشت رسانده و ابوظبی را از یک شریک اقتصادی قدیمی، به بخشی از پازل امنیتی رژیم صهیونیستی در مرزهای ایران بدل کرده است.
با این حال، سرنوشت این درگیری بیش از آنکه در گرو معادلات دوجانبه باشد، به برآیند نبرد بزرگ ایران با محور آمریکا و رژیم صهیونیستی گره خورده است. واقعیت آن است که با گره خوردن امنیت امارات به بقای نفوذ بیگانگان، تکلیف این وابستگان منطقهای نیز به صورت دومینووار در پی شکست قطعی اتاق عملیاتهای عبری-آمریکایی روشن خواهد شد و ابوظبی ناچار به پذیرش نظم نوین منطقهای خواهد بود.
واکاوی مناسبات تنشزای تهران و ابوظبی
فریبرز پیرو در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با اشاره به پیشینه تحولات دیپلماتیک میان دو کشور، سال ۱۳۹۷ را نقطه عطفی در تیره شدن روابط ایران و امارات دانست و اظهار داشت: در این سال اماراتیها همزمان با آغاز کمپین فشار حداکثری ترامپ، بیشترین همراهی را با واشنگتن نشان دادند که مهمترین جلوه آن، اخلال سیستماتیک در کانالهای مالی ایران بود؛ با این حال تهران تلاش کرد با حفظ اهرمهای بازدارندگی و رایزنیهای امنیتی سطح بالا، سیاست مماشات را در قبال ابوظبی در پیش بگیرد.
وی افزود: با شروع سال ۱۳۹۸ و تشدید فشارها، علیرغم وعدههای پیشین، همراهی امارات با تحریمها فزونی یافت تا اینکه عملیات ماهرانه انفجار کشتیها در بندر الفجیره، ابوظبی را ناچار به بازبینی در رفتارهای خود کرد. در همان مقطع، شهید سلیمانی موفق شد با تضمین امنیت سربازان آمریکایی در عراق و سوریه، یک کانال ارزی ایمن ایجاد کند که مانع از جهشهای ارزی بیسابقه شد؛ هرچند همواره این نقد کارشناسی وارد بود که چرا نباید وابستگی تسویه ارزی ما به کشوری که دستمان زیر ساطور اوست، کاهش یابد؛ امری که در دولت شهید رئیسی تا حد امکان اصلاح شد.
رئیس سازمان بسیج اساتید استان کرمانشاه به دوران پس از شهادت سردار سلیمانی اشاره کرد و گفت: با شهادت حاج قاسم، اماراتیها در خصومت خود جریتر شده و رسماً به قطار «تطبیع» (عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی) پیوستند. از آن تاریخ، هرچند به ظاهر برخی مسیرها را حفظ کردند، اما در لایههای پنهان، شهرهای امارات به مرکز رصد تراکنشهای مالی ایران توسط موساد و مبدأ حملات سایبری و یارگیریهای اطلاعاتی علیه منافع ملی ما تبدیل شد.
وی افزود: پس از ترور شهید فخریزاده، پیشنهاد هدفگیری مستقیم منافع رژیم صهیونیستی در خاک امارات توسط سردار شهید سلامی مطرح شد، اما هر بار بنا به ملاحظات سیاسی و اقتصادی، این اقدامات به تعویق میافتاد؛ با این وجود، نبرد اطلاعاتی شدیدی میان ایران و رژیم صهیونیستی در این جغرافیا جریان داشت که نمونه بارز آن ماجرای کشف جسد خاخام صهیونیست در العین و تلاش نافرجام برای انتساب آن به ایران بود.
پیرو با تبیین وضعیت روابط در دوران پس از توافق ایران و عربستان بیان کرد: در اواخر سال ۱۴۰۱ سفر شهید شمخانی به ابوظبی گشایشهای اقتصادی مقطعی ایجاد کرد، اما با آغاز عملیات طوفانالاقصی، امارات مجدداً در محور صهیونیستی-آمریکایی جانمایی شد. تبدیل بندر فجیره به ترمینال ورودی کریدور «آیمک» و کمکهای لجستیکی به صهیونیستها در جنگ غزه، نشان داد که ابوظبی تنها با حفظ برخی کانالهای مالی، به دنبال مهار و «فریز کردن» رفتارهای بازدارنده ایران است.
وی با تأکید بر نقش مخرب پایگاههای نظامی امارات در تنشهای اخیر خاطرنشان کرد: نقش غیرقابل انکار ابوظبی در واگذاری زمین، هوا و دریا به تجهیزات آمریکایی در پایگاههای «الظفره» و «المنهاد» و تبدیل هتلهای دبی به اتاق عملیات افسران صهیونیست، روابط ما را با آنچه امروز «اماراتِ عبری» مینامیم به مرحله غیرقابل بازگشت رسانده است.
رئیس سازمان بسیج اساتید استان کرمانشاه بیان کرد: سرنوشت این تقابل در گرو درگیری بزرگتر با آمریکا و رژیم صهیونیستی است و شکست آنها، به طور دومینووار تکلیف وابستگان منطقهایشان را روشن خواهد کرد.
امارات ویترین بیهویتی که به پیماکار امنیتی غرب تبدیل شده است
نصرالله شفیعی در گفتگو با خبرنگار گروه سیاسی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با نقد ساختار هویتی و ریشههای شکلگیری امارات اظهار داشت: این واحد سیاسی اساساً فاقد تاریخ سیاسی اصیل، جنبشهای آزادیبخش و بنیانهای فکری و فرهنگی است. برخلاف قدرتهای منطقهای که برآمده از اراده ملی و پیشینه تمدنی هستند، امارات به شکلی گلخانهای و بر مبنای ضرورتهای ژئوپلیتیک غرب ایجاد شده تا نقش یک ایستگاه لجستیکی و مالی را ایفا کند.
وی افزود: همین بیریشگی نهادی باعث شده است تا ابوظبی به جای پیگیری منافع ملی، به مجری پروژههای برونمرزی تبدیل شود. دخالتهای هزینهبر این کشور در یمن، سودان، لیبی و سوریه، برخاسته از یک راهبرد مستقل نیست؛ بلکه واگذاری نقشی نیابتی به این امیرنشین است تا به عنوان بازوی اجراییِ سرمایهداری جهانی، ثبات کشورهای مستقل را در دوردستها هدف قرار دهد.
این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به تضاد معنادار میان جمعیت اندک بومی و حجم کلان هزینههای تسلیحاتی گفت: کشوری که توان حفاظت از امنیت داخلی خود را بدون اتکا به نیروی کار و متخصصان بیگانه ندارد، پنجمین خریدار بزرگ سلاح در جهان است. این تسلیحات نه برای دفاع از مرزها، بلکه به منظور ایجادِ آگاهانه هرجومرج و توطئه در جغرافیای پیرامونی ایران به کار میرود تا از شکلگیری هرگونه نظمِ بومی و ضدسلطه جلوگیری شود.
وی در پایان، فرجام این رویکرد را متزلزل توصیف کرد و افزود: ساختاری که فاقد نهادهای مدنی و ریشههای مبارزاتی است، در برابر تکانههای بزرگ تاریخی بسیار آسیبپذیر خواهد بود. امارات به دلیل ماهیت عاریتی خود، فاقد عمق استراتژیک برای بقا در نبردهای طولانی است و با افول قدرتهای پشتیبان، این ویترین مدرن به سرعت با بحران موجودیت روبهرو خواهد شد.
به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ سرنوشت واحدهای سیاسی که امنیت و هویت خود را به اجاره بیگانگان درآوردهاند، با اولین لرزههای جدی در نظمِ تحمیلیِ غرب فرو خواهد ریخت. نبرد امروز ایران با ابوظبی، در حقیقت تقابل «اصالت تمدنی» با «ویترینهای وارداتی» است.
امارات به قمار خطرناکی دست زده است که پایان آن، چیزی جز بازگشت به جایگاه واقعی و محدودِ جغرافیاییاش نخواهد بود؛ چرا که حبابهای امنیتی هرچقدر هم پرزرقوبرق باشند، تابِ ایستادگی در برابر طوفانهای برخاسته از اراده ملتهای ریشهدار منطقه را نخواهند داشت.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!