استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه:
غزوه بنینضیر آزمون بزرگ پیمانشکنی و بصیرت بود
استاد حوزه علمیه امام خمینی کرمانشاه، غزوه بنینضیر را آزمونی مهم در پیمانشکنی و بصیرت دانست و گفت: این واقعه نشان داد شکست مقطعی مسلمانان، پایان مسیر نیست و انسجام، دشمنشناسی و اعتماد به وعده الهی، زمینهساز پیروزی است.
حجتالاسلام والمسلمین وحید امیری در گفتگو با خبرنگار گروه فرهنگی شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ با اشاره به غزوه بنینضیرگ اظهار داشت: این واقعه یکی از نمونههای مهم تاریخی در زمینه پیمانشکنی، توطئه دشمنان، نقش جریان نفاق و تأثیر انسجام مسلمانان در برابر دشمن است و نشان میدهد شکست مقطعی، به معنای پایان مسیر یک حرکت الهی و دینی نیست.
وی با اشاره به پیشینه یهودیان مدینه، افزود: یهودیان ساکن مدینه در سه گروه اصلی حضور داشتند که بنینضیر یکی از این گروهها بود؛ این قوم در قلعههایی مستحکم زندگی میکردند و بر اساس اعتقادات و بشارتهای موجود در منابع خود، در انتظار بعثت پیامبری در سرزمین حجاز بودند تا به او ایمان بیاورند.
استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه ادامه داد: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) مبعوث شد، یهودیان نشانههای مربوط به ایشان، از جمله ویژگیها و مشخصات پیامبر و قبیلهای که از آن برخاسته بود، بررسی کردند و دریافتند که پیامبر اسلام (ص) از میان بنیاسرائیل و یهودیان نیست؛ همین مسئله موجب شد بخشی از آنها از اعتقاد و انتظار پیشین خود فاصله بگیرند و به جای پذیرش حقیقت، در برابر پیامبر (ص) موضع بگیرند.
شکست احد و شکلگیری تصور ضعف مسلمانان
امیری تصریح کرد: پیامبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدینه، جامعه اسلامی را در شرایطی دشوار مدیریت کرد و مسلمانان در این مدت با حوادث و جنگهای مختلفی مواجه شدند که بدر و احد از مهمترین آنها بود؛ پیروزی بدر جایگاه مسلمانان را تقویت کرد، اما شکست احد در سال سوم هجری، این تصور را در میان مشرکان، برخی یهودیان و منافقان ایجاد کرد که جامعه اسلامی شکستپذیر است و میتوان به آن ضربه زد.
وی افزود: هرچند مسلمانان پس از احد در غزوه حمراءالاسد دوباره خود را بازسازی کردند، دشمنان از فضای ایجادشده پس از احد برای طراحی توطئههای جدید استفاده کردند؛ در سالهای پایانی سال سوم و ابتدای سال چهارم هجری، برخی قبایل اطراف مدینه نیز جسارت بیشتری پیدا کردند و درگیریها علیه مسلمانان شدت گرفت.
این استاد حوزه علمیه با اشاره به واقعه بئر معونهگ خاطرنشان کرد: در آن دوره، پیامبر اکرم (ص) در کنار سپاه جنگی، گروههایی از مبلغان دینی را نیز به مناطق مختلف اعزام میکرد؛ این افراد حافظ قرآن، آشنا با احکام و آموزههای دینی و مأمور تبلیغ اسلام بودند و به میان قبایل و روستاها میرفتند و آیات قرآن، احکام، اخلاق و اعتقادات اسلامی را برای مردم بیان میکردند.
امیری ادامه داد: در ماجرای بئر معونه، حدود ۴۰ نفر از این مبلغان که با هدف تبلیغ دین اعزام شده بودند، مورد حمله قرار گرفتند و به شهادت رسیدند؛ آنها برای جنگ نرفته بودند، اما در برابر مهاجمان از خود دفاع کردند و تا آخرین نفر جنگیدند و تنها یک نفر که مجروح شده بود، توانست خود را به مدینه برساند و ماجرا را برای پیامبر (ص) نقل کند.
وی با انتقاد از کمتوجهی برخی جریانهای تاریخی به این حادثه، گفت: قابل تأمل است که در برخی نوشتههای خاورشناسان و مستشرقان، درباره مسائل مربوط به یهودیان و مشرکان مطالب فراوانی مطرح شده، اما درباره شهادت جمعی از مسلمانانی که با هدف جنگ اعزام نشده بودند، توجه کافی صورت نگرفته است.
ارتباط بنینضیر با مشرکان و جریان نفاق
استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه با اشاره به شکلگیری ارتباط میان بنینضیر و مشرکان مکه، اذعان کرد: پس از شکست احد، منافقان تصور کردند در جامعه اسلامی ضعف و اختلاف ایجاد شده است و از این فضا برای برقراری ارتباط با دشمنان استفاده کردند؛ در همین شرایط، تعدادی از یهودیان بنینضیر به مکه رفتند و با ابوسفیان و مشرکان قریش برای همکاری و پشتیبانی متقابل به توافق رسیدند تا در صورت وقوع جنگ از یکدیگر حمایت کنند.
امیری افزود: پیامبر اکرم (ص) پس از اطلاع از این ارتباطات، برای بررسی موضع واقعی بنینضیر نزد آنها رفت؛ در آن مقطع، دو نفر نیز به اشتباه کشته شده بودند و پیامبر (ص) برای تأمین دیه آنها و دریافت کمک مالی، با توجه به پیمان موجود میان مسلمانان و بنینضیر، به سراغ آنها رفت؛ بنابراین، بنینضیر از ابتدا دشمن مستقیم مسلمانان نبودند و میان دو طرف پیمان و روابط متقابل وجود داشت.
وی ادامه داد: کعب بن اشرف، از چهرههای بانفوذ یهود، در ظاهر با پیامبر اکرم (ص) برخوردی همراه با استقبال داشت و وعده همکاری داد، اما در پشت این ظاهر، زمینه توطئه علیه پیامبر (ص) را دنبال کرد؛ او پیشتر نیز با اشعار و اقدامات تحریکآمیز علیه پیامبر و مسلمانان موضع گرفته بود.
این استاد حوزه علمیه تصریح کرد: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) بیرون قلعه و در حال انتظار بود، کعب بن اشرف و چند نفر از بزرگان بنینضیر در داخل درباره قتل پیامبر (ص) به گفتگو پرداختند؛ آنها تصور میکردند فرصت مناسبی برای از بین بردن پیامبر فراهم شده و با توجه به ارتباط کعب با قریش، در صورت وقوع درگیری از حمایت مشرکان برخوردار خواهند شد.
امیری افزود: در این جلسه، عمرو بن جحاش اعلام آمادگی کرد سنگ بزرگی را از بالای قلعه بر سر پیامبر بیندازد و ایشان را به قتل برساند؛ پیامبر اکرم (ص) از این نقشه آگاه شد و بدون ایجاد درگیری و سر و صدا، محل را ترک کرد و به مدینه بازگشت.
پیمانشکنی و توطئه امنیتی علیه جامعه اسلامی
وی با اشاره به مبنای قرآنی برخورد با پیمانشکنی، گفت: قرآن کریم در سوره انفال، آیه ۵۸، درباره گروهی که بیم خیانت آنها وجود دارد، بر ضرورت برخورد روشن با پیمانشکنی تأکید میکند؛ بنابراین، مسئله بنینضیر را نباید صرفاً اختلافی مذهبی یا شخصی دانست؛ بلکه موضوع در چارچوب نقض عهد، توطئه امنیتی و اقدام علیه جامعه اسلامی قابل تحلیل است.
استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه ادامه داد: پس از آشکار شدن این توطئه، کعب بن اشرف دیگر در جایگاه یک همپیمان باقی نمانده بود و اقدامات او در چارچوب رفتار خصمانه علیه جامعه اسلامی قرار گرفت؛ سرانجام کعب به دست محمد بن مسلمه کشته شد و این حادثه موجب ترس و تزلزل در میان یهودیان بنینضیر شد.
امیری بیان کرد: پس از این اتفاق، یهودیان بنینضیر دریافتند که پیامبر از توطئه آنها آگاه شده است، اما به جای پذیرش حق، تلاش کردند شرایط جدید را مدیریت کنند؛ در ادامه، پیامبر اکرم (ص) به آنها مهلت داد تا مدینه را ترک کنند و آنان نیز در ابتدا این تصمیم را پذیرفتند.
وی افزود: اشتباه محاسباتی بنینضیر این بود که تحت تأثیر وعدههای منافقان قرار گرفتند؛ منافقان به آنها وعده داده بودند در صورت اخراج یا وقوع جنگ، در کنارشان خواهند بود و از آنها حمایت خواهند کرد، اما در زمان عمل از این وعدهها خبری نشد و بنینضیر در برابر مسلمانان تنها ماند.
استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه با اشاره به مهمترین عبرت این حادثه گفت: یکی از خطاهای محاسباتی بنینضیر این بود که شکست احد را به معنای پایان قدرت جامعه اسلامی تلقی کردند؛ در حالی که شکست در یک میدان نبرد، الزاماً به معنای شکست یک حرکت الهی و دینی نیست؛ شهادت شخصیتهایی مانند حمزه سیدالشهدا (ع) و دیگر یاران پیامبر، خسارتی سنگین بود، اما نتوانست مسیر جامعه اسلامی را متوقف کند.
امیری تصریح کرد: پیامبر اکرم (ص) معصوم بود، اما جامعهای که در کنار ایشان حرکت میکرد، از انسانهای غیرمعصوم تشکیل شده بود؛ در طول سالهایی که پیامبر (ص) در مدینه حکومت تشکیل داد، همه مقاطع با پیروزی همراه نبود. بنابراین، نباید تصور کنیم جامعه اسلامی باید در همه عرصهها و مقاطع پیروز باشد و اگر با شکست مواجه شد، حتماً مسیرش اشتباه بوده است.
وی ادامه داد: شکست میتواند بخشی از مسیر یک حرکت معنوی و دینی باشد و گاهی زمینه رشد و مقدمه پیروزیهای بزرگتر را فراهم کند؛ مسئله مهم این است که جامعه پس از شکست دچار یأس نشود و بتواند با بازسازی ظرفیتها، شناخت نقاط ضعف و ادامه مسیر، شکست مقطعی را به زمینهای برای پیروزی تبدیل کند.
دشمنشناسی و پرهیز از محاسبات راهبردی نادرست
استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه با تأکید بر ضرورت دشمنشناسیگ افزود: درس دیگر غزوه بنینضیر این است که نباید به دشمنی که در حال توطئه، تجهیز و ایجاد ائتلاف علیه جامعه اسلامی است، فرصت داد برنامه خود را تکمیل کند؛ تجربه بنینضیر نشان داد اعتماد به وعدههای جریانهای پنهان و محاسبه قدرت دشمن بر اساس حمایتهای ادعایی، میتواند به یک خطای راهبردی تبدیل شود.
امیری با اشاره به نقش انسجام مسلمانان در جریان محاصره بنینضیر، گفت: هنگامی که پیامبر اکرم (ص) با مسلمانان به سمت قلعههای بنینضیر حرکت کرد، شرایط برای آنان کاملاً تغییر کرد؛ مسلمانان منسجم در برابر آنها قرار گرفتند و این حضور، در کنار امداد الهی، موجب ایجاد ترس در دل دشمن شد. محاصره قلعههای بنینضیر نیز بر اساس نقلهای تاریخی حدود شش روز و در برخی نقلها بیشتر ذکر شده است.
وی خاطرنشان کرد: بنینضیر قلعهها و استحکامات محکمی داشتند و تصور نمیکردند در برابر مسلمانان شکست بخورند، اما این حادثه نشان داد قدرت ظاهری، تجهیزات و استحکامات به تنهایی تضمینکننده پیروزی نیست؛ اگر مؤمنان وظیفه خود را انجام دهند و انسجام خود را حفظ کنند، اراده الهی میتواند محاسبات مادی دشمن را برهم بزند.
اتحاد مسلمانان و مقابله با توطئههای دشمنان
این استاد حوزه علمیه امام خمینی (ره) کرمانشاه تأکید کرد: یکی از مهمترین پیامهای غزوه بنینضیر برای جامعه اسلامی امروز، حفظ اتحاد و انسجام در برابر دشمن است؛ دشمن تلاش میکند با ایجاد اختلاف و القای شکست و ضعف، محاسبات جامعه را تغییر دهد؛ بنابراین باید در کنار دشمنشناسی، از پراکندگی و یأس نیز پرهیز کرد.
امیری گفت: تاریخ نباید برای ما صرفاً مجموعهای از داستانها و حوادث گذشته باشد؛ اگر قرآن کریم یا تاریخ صدر اسلام را مطالعه میکنیم، نباید فقط روایت ظاهری حادثه را ببینیم، بلکه باید عبرتهای آن را استخراج کنیم و به عنوان چراغ راه آینده قرار دهیم.
وی در پایان خاطرنشان کرد: حوادثی مانند غزوه بنینضیر باید برای جامعه اسلامی به بصیرت تبدیل شود؛ بصیرتی که در آن دشمنشناسی، حفظ انسجام، پرهیز از اعتماد به وعدههای دشمن، مقابله با توطئه و امیدواری در زمان شکست مورد توجه قرار گیرد؛ اگر تاریخ و داستانهای قرآنی به درستی مورد توجه قرار گیرد، میتواند چراغ راه آینده باشد و جامعه اسلامی را به سمت پیروزی هدایت کند.
انتهای خبر/
لینک کوتاه خبر
نظر / پاسخ از
هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نفری باشید که نظر میگذارید!